نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی

که گذشته باز بر دل پی تازه نگاهی

سر آن بهشت گردم که درو ز جوش عصمت

جگر نسیم سوزد ز طپیدن گیاهی

صنمی‌ست قاتل من که به عرصه گاه محشر

دل عفو می‌رباید به کرشمه نگاهی

سر زلف کینه‌افشاهن مژه مست کینه‌جویی

ز تو بهتری نباشد ستم ترا گواهی

غزل فصیحی ما به شعاع طور ماند

مگرش نوشته امشب به فروغ شمع آهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و عاشقانه سراینده نسبت به معشوق است. او از زیبایی‌های عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید و توصیف می‌کند که چطور نگاه معشوق می‌تواند دل را برباید و حالتی عاشقانه و پر از احساسات را ایجاد کند. شاعر به بهشت و جذابیت‌های آن اشاره می‌کند و به شدت وابستگی و عاشق بودن خود را به تصویر می‌کشد. در نهایت، او غزلی را به زیبایی و تاثیر نگاه معشوق تشبیه می‌کند.