نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا

به موج فتنه درآرد خط سیاه ترا

به چشم زخم بگریند کشتگان که مباد

ز دیده اشک برد لذت نگاه ترا

چه گلشنی تو که مشاطگان کشور حسن

به نو‌بهار بروبند خوابگاه ترا

تو مست جور و من از رشک غرق خون که مباد

به نام خویش نویسد ملک گناه ترا

ز باغ شعله فصیحی گل مراد بچین

که نوبهار فکند از نظر گیاه ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر از درخشش معشوق در مقابل نور آفتاب و شرم او در برابر زیبایی‌ها صحبت می‌کند. همچنین، اشاره به دوری و حسرت عاشقان دارد که نمی‌خواهند زیبایی‌های معشوق از دیده‌شان دور شود. به توصیف باغی و گل‌هایی که باید چیده شوند، پرداخته می‌شود تا نشان‌دهنده عشق و خواسته‌های شاعر باشد. در نهایت، شاعر از زشتی‌ها و گناه‌ها و همچنین حسادت خود به معشوق نیز سخن می‌گوید.