نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد

هر موی مرا ذوق تماشای دگر داد

می‌خواست حیا بند نهد بر نگهم لیک

شوق آمد و مژگان مرا بال نظر داد

در حسن چه شایسته رسولی که لبت را

صد معجزه یزدان بجز از شق قمر داد

شب دیده به نظاره رخسار تو می‌رفت

شمع نظری در کف هر لخت جگر داد

از همت عشقست که ما هیچکسان را

صد کشور اندوه به یک آه سحر داد

بی منت این ابر تنک مایه فصیحی

بید چمن ما گل خورشید ثمر داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و تأثیر عمیق عشق بر زندگی‌اش را وصف می‌کند. او از شب و لحظات عاشقانه یاد می‌کند که در آن تماشای معشوقش لذتی بی‌نظیر به او داده است. شعر به احساسات شدید و اشتیاق عاشقانه اشاره دارد و بیان می‌کند که عشق می‌تواند حتی در سخت‌ترین شرایط نیز امید و شادی را به ارمغان آورد. شاعر همچنین از قدرت و تاثیر عشق سخن می‌گوید که می‌تواند تمام غم‌ها را با یک آه دور کند و زیبایی‌های طبیعی را نیز به شکلی شاعرانه توصیف می‌کند.