نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست

این غزل‌های بلند تازه معراج منست

کرده تسخیر دو عالم آهم از اقبال عشق

گردن گردون به زیر منّت تاج منست

مجلسم را منّت شمع مه و خورشید نیست

طلعت من روشنی‌بخش شب داج منست

اهل معنی خوشه‌چین خرمن فکر منند

زلف خوبان معانی لفظ کج واج منست

برده بودم هر دو عالم را ولی در باختم

چون کنم در نرد طاقت! عشق لیلاج منست

در پناه عشق استغنا به گردون می‌زنم

بر سر تیر تغافل، چرخ آماج منست

رفت فیّاض آنکه دشمن می‌زد استغنا به من

این زمان چرخش به یمن عشق محتاج منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و رازهای عشق و زندگی اشاره می‌کند. شاعر از عواطف و ناامیدی‌های خود سخن می‌گوید. در آن به جستجوی معشوق و زیبایی‌های طبیعی، و همچنین به سختی‌های زندگی و ناتوانی برای دستیابی به آرزوها اشاره شده. شاعر احساس می‌کند که در دنیایی آشفته و پرآشوب، به دنبال آرامش و خوشبختی است و ناله‌های او نشان از عدم رضایت از وضعیت موجود دارد. در مجموع، شعر بیانگر حسی عمیق از عشق و آرزوهای ناکام است.