شمارهٔ ۴۹۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون شوقم از اضطراب محظوظ
چون عشق ز پیچ و تاب محظوظ
ناگشته کتان نمیتوان شد
از صحبت ماهتاب محظوظ
در دیدة ما نگیرد آرام
تا چشم تو شد ز خواب محظوظ
بیرون نروی ز خاطر من
چون گنجی ازین خراب محظوظ
تا نام تو زیب هر کتابست
هستیم ز انتخاب محظوظ
گر حرف محبّتی نباشد
نتوان شدن از کتاب محظوظ
فیّاض ز میرزا سعیدم
چون تشنه جگر ز آب محظوظ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی حس سماع و شور و شوق ناشی از عشق و وصل الهی را توصیف میکند. شاعر از حالاتی سخن میگوید که در آنها، نور و نغمه به اوج میرسد و حس اتحاد با معشوق را در دلش ایجاد میکند. او با استفاده از تصاویر مختلف، از جمله درخت طور و باغ، به بیان حال خوش عاشقانه و سرشار از سرور پرداخته و همچنین اشاراتی به قصههای معروفی چون مجنون و لیلی دارد. در نهایت، شعر نشاندهنده این است که عشق و زیبایی میتواند در هر لحظهای و در هر مکانی وجود داشته باشد و روح را به سماع و وجد وادارد.