نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با این همه گل‌ها که عیانست درین باغ

من بلبل آن گل که نهانست درین باغ

یک جلوه نمودی و قرار از همه کس رفت

تا خاک چمن آب روانست درین باغ

کو جلوة دیدار که مهتاب شود دهر

عمریست که هر برگ کتانست درین باغ

چیدیم گل کام ز هر شاخ، چه حاصل!

یک گل که نچیدیم همانست درین باغ

با آنکه دو نوباوة یک باغ و بهارند

گل پیر شد و سرو جوانست درین باغ

خاموشی گل نیست کم از نالة بلبل

خمیازة آغوش فغانست درین باغ

گل مست وفا لاله دورو، سرو هوایی

بر روی که نرگس نگرانست درین باغ؟

یک عمر به حال دو جهان گریه توان کرد

بر روی که گل خنده زنانست درین باغ؟

گل خاصة بلبل بود و سرو ز قمری

فیّاض ز خمیازه کشانست درین باغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و شوق عمیق و بی‌نظیری که انسان را به سمت حقیقت و زیبایی می‌کشاند، می‌پردازد. خورشید و ماه به عنوان نمادهایی از عشق درخشان و پرنور تصویر می‌شوند. به تعبیر شاعر، عشق نه تنها از قوانین دین و عرف مستثنی است، بلکه فراتر از نام و ننگ‌های دنیا قرار دارد. عشق یک حقیقت بی‌پرده و بی‌قید و شرط است که توانایی تحولی عمیق در روح انسان دارد. در نهایت، شاعر به پیوند عمیق عشق و بیان هنری اشاره می‌کند، و عشق را به عنوان مذهب و فلسفه‌ای درونی معرفی می‌نماید که تجربه‌اش فراتر از تئوری‌های موجود است.