شمارهٔ ۶۱۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم
این مژده ز لعل لب دلدار شنیدیم
بی چشم درین نامه بسی مسئله خواندیم
بیگوش درین پرده بس اسرار شنیدیم
ای فلسفیان مژده که در میکدة عشق
بوی قدمی از در و دیوار شنیدیم
یک نغمة مستانه که بیپرده سرودیم
بس طعنه که از مردم هشیار شنیدیم
آزادگیی نیست چو پرواز به کامست
این زمزمه از مرغ گرفتار شنیدیم
از بادة تحقیق به جامی خبری نیست
این نکته زمستان خبردار شنیدیم
کس راه به سر منزل تقدیر ندارد
در مدرسه این مسئله بسیار شنیدیم
از ما خبر عشرت گلزار چه پرسی!
ما نام گل از گوشة دستار شنیدیم
آن حرف که منصور از آن بر سر دارست
موسی ز شجر، ما ز سر دار شنیدیم
رازی که ازل تا به ابد کس نشنیدست
از یک مژه بر هم زدن یار شنیدیم
طومار زبان هر چه ز بر داشت به تدریج
ما آن همه فیّاض به یک بار شنیدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان امید و تحمل در برابر مشکلات میپردازد. او از درد و ضعف خود سخن میگوید و به رغم شکستها، هنوز امیدی به بهبود و رهایی از درد دارد. شاعر به زیباییهای طبیعت و احساسات مرتبط با عشق اشاره میکند و میگوید که حتی در شرایط سخت، اثراتی از عشق و امید را در دل خود حفظ کرده است. در نهایت، او هشدار میدهد که نباید فریب ظاهری را خورد و باید به عمق احساسات توجه کرد.