نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سرو، پای بستة سرو روان تو

وی غنچه دل شکستة کنج دهان تو

ایمان شکست یافتة کفر طرّه‌ات

زنّار تاب خوردة موی میان تو

گل گل شکفت عارضت از نشئة شراب

از جوی شیشه آب خورد گلستان تو

دارد ز ذوق چشمة حیوان دهن پر آب

تا گفته‌ام به خضر حدیث دهان تو

در دودمان عشق همین بلبل است و بس

ای دوست جان نالة فیّاض و جان تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و آواز گل صحبت می‌کند و به شخصی که درک عمیقی از احساسات او ندارد، ایراد می‌گیرد. او احساس می‌کند که تجربه‌ها و نکات عمیق زندگی را تنها خودش فهمیده و آرزو دارد که مخاطب نیز این نکات را درک کند. شاعر از شادی و ناراحتی ناشی از این فاصله می‌گوید و به معشوقه‌اش اشاره می‌کند که نتوانسته او را به درستی درک کند. همچنین، با استفاده از نمادها، به عدم توانایی دیگران در درک درد و احساسات خود اشاره می‌کند و در نهایت به انزوا و غم خود اشاره دارد که از آن فرار نمی‌کند.