شمارهٔ ۱ - ماده تاریخ در انتساب وزیر فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شکر لله که به فرمان شهنشاه جهان
آنکه بیمُهرِ رضایش نبرد حکم قضا
آنکه چون بهر دعایش نفس گرم زنند
جوش تبخاله برآرد لب ارباب دعا
شاه دریادل گردون حشمت شاهصفی
که بود تشنة خاک در او آب بقا
صدر شه سیّد والاگهر پاک نسب
آنکه چون لطف خدا در همه دل دارد جا
میرزایی که شمیم نفس خلق خوشش
گر شود عطرفروش سرِ بازار صبا
در چمن از اثر فیضگشائی نسیم
هیأت غنچه شود نافة آهوی ختا
کار ارباب هنر گشت به سامان نزدیک
جنس ارباب شرف کرد رواجی پیدا
کوکب فضل به اوج شرف آمد ز هبوط
علم شرع برآمد ز ثریّا به ثری
شب که دل صورت تاریخ تمنّا میکرد
میشنیدم که ز خلوتکدة اوادنی
به زبان عربی روح پیمبر میگفت
و لقد دار رحیالدّین علی مرکزها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش و شکرگزاری از خداوند و فرمانروای بزرگ جهان میپردازد. او اشاره میکند که هیچ حکمی بدون رضایت خداوند انجام نمیشود و دعا کردن برای دیگران اهمیت دارد. سپس به ویژگیهای شگفتانگیز پادشاه، یعنی شاه صفی، و مهربانی او اشاره میکند و به مقام والای صدر شه میپردازد. شاعر به تأثیرات مثبت و روحبخش حضور ایشان در جامعه اشاره کرده و میگوید که هنر و علم در دوران او شکوفا شده است. در پایان، تصاویری از شبهای پر رمز و راز و ارتباط با روح پیامبران را به تصویر میکشد.