نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - جواب فیاض به میرزا محمد سعید فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آنکه در کف تو ورق چون رخ نگار

بی‌خامه می‌زند رقم نقش خط بر آب

وی مظهر عجایب فطرت که طبع تو

قادرترست بر سخن از چشم پرحجاب

نخل بلند همّت گلزار خاطرت

دارد هزار سایه‌نشین همچو آفتاب

گفتی جواب قطعة من آن‌چنان که نیست

یک نکته جز تواضع این ذرّه ناصواب

لیکن زیاده از حد آزار بنده بود

چندین نبود نالة من موجب عتاب

از ناله‌ام زیاده برآشفته‌ای و نیست

دریای را ز جوشش یک قطره اضطراب

من این قدر حریف عتاب تو نیستم

باید به قدر حوصله پیمودن این شراب

حرف گمان منّت احسان ز چون منی

چون افترای منّت قطره‌ست بر سحاب

این بود مطلبم که جوانیّ و نوبهار

چشم ادب مباد ز غفلت رود به خواب

از من اگر به فیض رسیدی هنر ز تست

مه را رسد که نور پذیرد ز آفتاب

فیض از خدا و مبدأ فیّاض هم خداست

در جدولست لیک به‌تدریج سیر آب

جز قرب و بعد وادی و سرچشمه هیچ نیست

سیلاب در نشیب ز بالا کند شتاب

کردی گر استفاده ز من بهتری ز من

مه در شب چهارده کم نیست ز آفتاب

شاگرد کامل به از استاد هم بسی است

مشعل شود فروخته از شمع در حباب

حاصل، کزین سؤال که در بند فکر تست

چون غنچه دوختی لب نطق من از جواب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و هنر انسان در بیان احساسات و افکار اشاره دارد. شاعر به قدرت خالق آثار هنری می‌پردازد که با قلم و بدون معطلی، نشانه‌هایی از شخصیت و روح خود را بر روی آب نقش می‌زند. او به تمایل و توانایی خود در سخن گفتن اشاره می‌کند و از نقش تنهایی و ناله‌هایش در درک عواطفش سخن می‌گوید. شاعر همچنین به اهمیت استقامت و صبر در پاسخگویی به چالش‌ها اشاره دارد و می‌گوید که گاهی برآشفتگی‌ها و ناله‌ها و آزارها باید مدیریت شوند. او بیداری ادب جوانی را لازم می‌داند و به قدرت الهی به عنوان منبع الهام اشاره می‌کند. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که گاهی، یادگیری‌های فرد از استاد می‌تواند ارزشمندتر از خود استاد باشد. شاعر با زبانی زیبا و استعاری، در تلاش است تا ارزش علم، ادب و هنر را به تصویر بکشد و به مخاطب یادآوری کند که همواره باید در جستجوی پیشرفت باشد.