نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / داستان دوازده رخ / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نخستین فریبرز نیو دلیر

ز لشکر برون تاخت بر سان شیر

به نزدیک کلباد ویسه دمان

بیامد به زه برنهاده کمان

همی گشت و تیرش نیامد چو خواست

کشید آن پرنداور از دست راست

برآورد و زد تیغ بر گردنش

به دو نیم شد تا کمرگه تنش

فرود آمد از اسب و بگشاد بند

ز فتراک خویش آن کیانی کمند

ببست از بر باره کلباد را

گشاد از برش بند پولاد را

به بالا برآمد به پیروز نام

خروشی برآورد و بگذارد گام

که سالار ما باد پیروزگر

همه دشمن شاه خسته‌جگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، فریبرز نیو دلیر از لشکر خود به میدان نبرد می‌زند و به سوی دشمنان، که در نزدیک کلباد قرار دارند، می‌آید. او تیر خود را آماده می‌کند و در نهایت با زدن تیغ به گردن دشمن، او را به دو نیم می‌کند. سپس از اسب پیاده شده و بند کلباد را باز کرده و نشان پیروزی می‌دهد. او با فریاد می‌گوید که سالار ما، پیروزگر است و همه دشمنان شاه را خسته کرده است.