نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۳ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / داستان دوازده رخ / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سه دیگر سیامک ز توران سپاه

بشد با گرازه به آوردگاه

برفتند و نیزه گرفته به دست

خروشان به کردار پیلان مست

پر از جنگ و پر خشم کینه‌وران

گرفتند زان پس عمود گران

چو شیران جنگی برآشوفتند

همی بر سر یکدگر کوفتند

زبانشان شد از تشنگی لخت لخت

به تنگی فراز آمد آن کار سخت

پیاده شدند و برآویختند

همی گرد کینه برانگیختند

گرازه بزد دست بر سان شیر

مر او را چو باد اندر آورد زیر

چنان سخت زد بر زمین کاستخوانش

شکست و برآمد ز تن نیز جانش

گرازه هم آنگه ببستش به اسب

نشست از بر زین چو آذرگشسب

گرفت آنگه اسب سیامک به دست

به بالا برآمد بکردار مست

درفش خجسته به دست اندرون

گرازان و شادان و دشمن نگون

خروشان و جوشان و نعره زنان

ابر پهلوان آفرین برکنان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سیامک و سه نفر دیگر از تورانیان به میدان جنگ رفتند. آن‌ها با نیزه در دست به نبرد پرداختند و جو وحشتناکی به وجود آوردند. در خلال جنگ، زورآزمایی شدت گرفت و کینه و نفرت در دل‌ها بیشتر شد. گرازه، یکی از جنگجویان، در نبرد با سیامک موفق شد و او را به زمین زد، به طوری که استخوان‌هایش شکست و جانش را از دست داد. سپس گرازه سوار بر اسبش شد و اسب سیامک را نیز به دست گرفت. او با افتخار در میدان ایستاد و درفش پیروزی را در دست گرفت و جنگجویان را به شادمانی واداشت.