غزل شمارهٔ ۳۱۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از می عشق مست خواهم شد
و ز نگاهی ز دست خواهم شد
پیش بالای سر و بالائی
خواهم افتاد و پست خواهم شد
غمزهٔ یار اگر بود ساقی
باده ناخورده مست خواهم شد
گر ازین دست بادهٔ خواهد
میکش و می پرست خواهم شد
زلفش ار این چنین زند راهم
کافر و بتپرست خواهم شد
در ره او ز پای خواهم ماند
رفته رفته ز دست خواهم شد
گرچه در عشق نیست گشتم فیض
باز از عشق مست خواهم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او به دنبال تجربهای عمیق و روحانی از عشق است و به رغم مشکلات و غمها، همچنان مشتاق است که از این عشق خوشحال و سرمست شود. شاعر به نوعی تسلیم عشق و جذابیت معشوق میشود و حتی حاضراست برای رسیدن به او از همه چیز خود بگذرد. عشق برای او به معنای حسرت و شادی است و در نهایت میخواهد در دامان عشق غرق شود.