غزلیات — دیوان اشعار فیض کاشانی
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۶ — هشدار که دیوان حسابست در اینجا
- غزل شمارهٔ ۳ — هشدار که هر ذره حسابست در اینجا
- غزل شمارهٔ ۷ — میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا
- غزل شمارهٔ ۵ — علم رسمی از کجا عرفان کجا
- غزل شمارهٔ ۴ — هر دمم نیشی ز خویشی میرسد با آشنا
- غزل شمارهٔ ۲ — عشق گسترده است خوانی بهر خاصان خدا
- غزل شمارهٔ ۱ — فیض نور خداست در دل ما
- غزل شمارهٔ ۱۵ — شود شود که شود چشم من مقام ترا
- غزل شمارهٔ ۱۴ — اگر فضل خدای ما به جنبش جا دهد ما را
- غزل شمارهٔ ۱۱ — از دل که برد آرام حسن بتان خدا را
- غزل شمارهٔ ۸ — زخود سری بدرآرم چه خوش بود بخدا
- غزل شمارهٔ ۱۳ — یارا یارا ترا چه یارا
- غزل شمارهٔ ۱۰ — از عمر بسی نماند ما را
- غزل شمارهٔ ۱۲ — وصف تو چه میکنم نگارا
- غزل شمارهٔ ۹ — زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا
- غزل شمارهٔ ۱۶ — درآ در عالم معنی نظر کن سوی این صحرا
- غزل شمارهٔ ۱۷ — بهل ذکر چشمان خونریز را
- غزل شمارهٔ ۲۰ — از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۸ — بده ساقی آن جام لبریز را
- غزل شمارهٔ ۲۱ — وصل با دلدار میباید مرا
- غزل شمارهٔ ۱۹ — از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مرا
- غزل شمارهٔ ۲۲ — آنچه را از بهر من او خواست، آن آید مرا
- غزل شمارهٔ ۲۳ — یک نفس بی یاد جانان برنمیآید مرا
- غزل شمارهٔ ۳۰ — هر که آگه شد از فسانهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۳۱ — ای زتو خرّم دل آباد ما
- غزل شمارهٔ ۲۹ — تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را
- غزل شمارهٔ ۲۴ — آفتاب وصل جانان برنمیآید مرا
- غزل شمارهٔ ۲۷ — اگر خرند زعشاق جان سوخته را
- غزل شمارهٔ ۲۵ — ای که در این خاکدان جان و جهانی مرا
- غزل شمارهٔ ۲۶ — ترا سزاست خدایی نه جسم را و نه جان را
- غزل شمارهٔ ۲۸ — بنواز دل شکستهای را
- غزل شمارهٔ ۳۴ — دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
- غزل شمارهٔ ۳۷ — بررهگذر نفحهٔ یار است دل ما
- غزل شمارهٔ ۳۵ — غم زخوی خویش داردخاطر غمناک ما
- غزل شمارهٔ ۳۶ — بالارویام بس که زاندازه گذشته
- غزل شمارهٔ ۳۸ — یا رب بریز شهد عبادت بکام ما
- غزل شمارهٔ ۳۲ — اشکهای گرم ما و آههای سرد ما
- غزل شمارهٔ ۳۳ — بویی ز گلشنی است بهدل خارخار ما
- غزل شمارهٔ ۳۹ — یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
- غزل شمارهٔ ۴۷ — ای کوی تو برتر از مکانها
- غزل شمارهٔ ۴۰ — آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما
- غزل شمارهٔ ۴۲ — ای دوای درد بیدرمان ما
- غزل شمارهٔ ۴۳ — ای فدای عشق تو ایمان ما
- غزل شمارهٔ ۴۵ — هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزالها
- غزل شمارهٔ ۴۴ — ای در هوای وصل تو گسترده جانها بالها
- غزل شمارهٔ ۴۶ — لذات نماند و المها
- غزل شمارهٔ ۴۱ — جمال تست بروز آفتاب روزن ما
- غزل شمارهٔ ۵۳ — براوج خوبی دیدم مهی شب
- غزل شمارهٔ ۵۱ — نکردیم کاری درین بندگیها
- غزل شمارهٔ ۵۲ — این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
- غزل شمارهٔ ۵۰ — پژمرده شد دل ز آلودگیها
- غزل شمارهٔ ۵۵ — در وصل تو میزنند احباب
- غزل شمارهٔ ۵۴ — آنکه را هستی همیشه در طلب
- غزل شمارهٔ ۴۸ — ای لال ز وصف تو زبانها
- غزل شمارهٔ ۴۹ — تو و آرام و پخته کاریها
- غزل شمارهٔ ۵۶ — در وصل تو میزنند احباب
- غزل شمارهٔ ۵۷ — گفتمش دل بر آتش تو کباب
- غزل شمارهٔ ۵۹ — زان دو چشمم مدام مست و خراب
- غزل شمارهٔ ۵۸ — ای که چون عمر میروی بشتاب
- غزل شمارهٔ ۶۲ — عشق پرداز ما مرا دریاب
- غزل شمارهٔ ۶۳ — بیمار زارم دریاب دریاب
- غزل شمارهٔ ۶۰ — گرنکندی بسته ماند اینجا دلت
- غزل شمارهٔ ۶۱ — در محافل شعر میخوانم گهی با آب و تاب
- غزل شمارهٔ ۶۸ — تن خاک راه دوست کنم حسبی الحبیب
- غزل شمارهٔ ۶۵ — بده پیمانه سرشار امشب
- غزل شمارهٔ ۶۷ — بیمار زارم انت الطبیب
- غزل شمارهٔ ۶۹ — گنج ابدی پیروی حق و عبادت
- غزل شمارهٔ ۷۰ — دلم گرفت ازین خاکدان پر وحشت
- غزل شمارهٔ ۶۶ — سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب
- غزل شمارهٔ ۷۱ — گرانی از بدرون آید از در جنت
- غزل شمارهٔ ۶۴ — شبی رو بحق آر ای جان مخسب
- غزل شمارهٔ ۷۹ — اگر ساغر دهد ساقی ازین دست
- غزل شمارهٔ ۷۸ — گفتم چه چاره سازم با عشق چارهسوزت
- غزل شمارهٔ ۷۳ — یک نظر مستانه کردی عاقبت
- غزل شمارهٔ ۷۲ — قد تجلی جماله جلوات
- غزل شمارهٔ ۷۶ — اگر راه یابم ببوم و برت
- غزل شمارهٔ ۷۷ — گل بنفشه دمیدن گرفت گرد عذارت
- غزل شمارهٔ ۷۴ — بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
- غزل شمارهٔ ۷۵ — به کجا روم ز دستت به چه سان رهم ز شستت
- غزل شمارهٔ ۸۶ — بندهٔ او من و او خدای منست
- غزل شمارهٔ ۸۵ — مرا که دل زغم معصیت ورق و رقست
- غزل شمارهٔ ۸۴ — آهنگ جانان کرد جان ای مطرب آهنگی بس است
- غزل شمارهٔ ۸۲ — ای که در راه خدایت چشم غیرت رهبرست
- غزل شمارهٔ ۸۷ — دلم پیوسته با مهرش قرین است
- غزل شمارهٔ ۸۱ — این تن ما از روان روشن ما روشنست
- غزل شمارهٔ ۸۰ — از عتاب تو پناهم خوی تست
- غزل شمارهٔ ۸۳ — یارب چمن حسن تو خرم ز چه آبست
- غزل شمارهٔ ۹۲ — لب برلبم نه ساقیا تا جان فشانم مست مست
- غزل شمارهٔ ۹۱ — گر کشی و گر بخشی هر چه میکنی خوبست
- غزل شمارهٔ ۹۰ — کعبهٔ وصل تو پناه منست
- غزل شمارهٔ ۹۴ — نگارا در غمت جانم حزین است
- غزل شمارهٔ ۹۳ — شوریدگان عشق را ای مطرب آهنگ فناست
- غزل شمارهٔ ۸۹ — نه زلفست آن که دلها را کمندست
- غزل شمارهٔ ۹۵ — صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است
- غزل شمارهٔ ۸۸ — زمستان خراباتیم پند است
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — دمبدم دل ما را از الست پیغام است
- غزل شمارهٔ ۹۸ — سوی تو بی تاب دویدن خوش است
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — صورت انسان دگر معنی آن دیگر است
- غزل شمارهٔ ۹۶ — گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — زغفلت تو ترا صد حجاب در پیش است
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
- غزل شمارهٔ ۹۷ — سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است
- غزل شمارهٔ ۹۹ — من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — جمال یار که پیوسته بیقرار خود است
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — دل که ویران اوست آباد است
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — بیابیا که دلم در هوات بیمار است
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — راز در دل شده کره محرم کجاست
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — دل بوفای تو نهادن خوش است
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — بر رخ مه طلعتان زلف پریشان خوش نماست
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — گنجیست معرفت که طلسمش نهفتن است
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — رازها با اهل گفتن ز اهل عرفان خوش نماست
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش است
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — مرا زجام خیالش شراب در پیش است
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — منوش ساغر دنیا که درد ناب نماست
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — در سرم فتنه ای و سودائیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — چنین رخسار زیبائی که دیده است
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — عرصه لامکان سرای من است
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — هر جا معشوق تازه روئی است
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — مرا سودای عشق آئین دین است
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — بادهٔ عشق در کدوی من است
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — هر چه تو میکنی همه خوبست
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — جنونی در سرم ماوا گرفتست
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — دگر آزار مادر دل گرفتست
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — جان روشندلان که مظهر تست
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — دلم دیگر جنون از سرگرفته است
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — دلم با گلرخان تا خو گرفتست
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — نه فلک چرخ زنان سودائی تست
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — مگو که چهره او را نقاب در پیشست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — یار را روی دل بسوی منست
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — الهی بکامم شرابی فرست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — عشق در راه طلب راهبر مردانست
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — نیست از ما غیر نامی اوست خود را دوست دوست
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — ای که سرمیکشی زخدمت دوست
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — نسرشته اند در گلم الا هوای دوست
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — زار و نزار و خستهام و بیقرار دوست
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — سرکرده ایم پا بره جستجوی دوست
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — هر چه در عالم بود او راست مغز و پوست
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — بادهٔ تلخ کهنم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — یک جرعه می زساغر جانانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — بیا که از ازلم با تو آشنائی هست
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — بهر گلی اگرم ناله و نوائی هست
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — بیا بیا که مرا با تو ماجرائی هست
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — گو برو عقل از سرم در سر هوای یار هست
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — ما را با دوست آشنائیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — از دل مقصود عشق بازیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — در پردهٔ عاشقی نهان کیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — در پردهٔ حسن دلربا کیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — آمرزش من از تو خدایا غریب نیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — بخیالت نمی توانم زیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — اینجهانرا غیر حق پروردگاری هست نیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — آنکه پنهانست از چشم کسان پیداست کیست
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — ما را که نوای بی نوائیست
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — کس نیست کز غم تو دلش پاره پاره نیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — غیردلدار وفا دار کسی دیگر نیست
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — یک محرم راز در جهان نیست
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — دل گرفتار ماه سیما ئیست
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — چون توان بود در آنجای که آسایش نیست
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — عاشقانرا در بهشت آرام نیست
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — چو دل قرار در آن زلف بیقرار گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — گذشت آن گل و حسرت بیادگار گذاشت
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — عشق آمد و اختیار نگذاشت
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — کار جان را تن ندادم روزگار از دست رفت
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — دوش از من رمیده میرفت
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — از من و ما نمی توانم گفت
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — جمال تو عرصاتست و قامت تو قیامت
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — من کجا جان برم زدست غمت
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — زِ شور عشق مرا در سرست شور قیامت
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — بالا بلایی قامت قیامت
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — روم از هوش اگر بینم بکامت
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — بر سر راهش فتاده غرق اشکم دید و رفت
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — شدیم بار کش ره زن هوا بعبث
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — رفتار آشوب بالا قیامت
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — جان ندارد جز تو کس یا مستغاث
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — هر آنچه بود ندارد وجود اوست عبث
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — جز تنعم بغم یار عبث بود عبث
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — دلی که عشق ندارد وجود اوست عبث
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — گذشت عمر تو امسال همچو پار عبث
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — من نروم ز پیش تودست منست و دامنت
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — عشق بری پیکران می نپذیرد علاج
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — بمهر تو دادم دل و جان عبث
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — این جهان بی بقا هیچست هیچ
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — در تنم دل خون شد از دلهای کج
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — رام قتلی و ما علیه حباح
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — من و یاد خدا دگر همه هیچ
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — داغ دل عاشقان می نپذیرد علاج
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — اگر از عشق حق بر سرنهی تاج
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — کاش از جانان رسد پیغام تلخ
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — جز خدا را بندگی تلخ است تلخ
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — دلا فیض بر از لقای صباح
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — چشم او کرد بقتلم تصریح
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — نعیمی یا جحیمی جنتی ای عشق یا دوزخ
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویند
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — اهتدوا بالعشق طلاب الرشد
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — داد از غم عشقت ای صنم داد
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — غم کشت مرا ز دست غم داد
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — آن شوخ که داد دلبری داد
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — هرکجا بود خوبی در فنون حسن استاد
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — ز خویش دست نداریم هرچه بادا باد
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — از آن میان نزنم دم که مو نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — کشد هر جنس جنس خود سخن گرد سخن گردد
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — ز قرب دوست چگویم که مو نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — جان جز خیال رویت نقشی دگر نبندد
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — مرغ خیال کس را کس بال و پر نه بندد
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — دل از ادنی کند آن کس که بر اعلی نظر بندد
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — نمیبینم در این میدان یکی مرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — مرا دردیست در دل نه چو هر درد
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — در سرم عشق تو غوفا دارد
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — کسی کو چشم دل بیدار دارد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — بر دل و جان رواست درد در سروتن چراست درد
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — غرور خشکی زهد ار دماغ تر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — حاشا که مداوای من از پند توان کرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — خنگ آنکو دلش شد از جهان سرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — تا جان نشود ز این و آن فرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — سرم ز مستی عشق تو های و هو دارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — غمی هست در دل که گفتن ندارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — دل من بیاد جانان ز جهان خبر ندارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — هر دم سر پر شورم سودای دگر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — با هیچکس این کش مکش آن یار ندارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — گفتم مگر ز رویت زاهد خبر ندارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — سرم سودای سودائی ندارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — کسی کو چشم دل بیدار دارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — ز شراب وصل جانان سر من خمار دارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — ز روی مهوشان چشمم دمی دل بر نمیدارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — خبر شوق مرا هر که به یاران ببرد
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — چه عیش آن را که سودایی ندارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — خوشا آن سر که سودای تو دارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — خورشید فلک روشنی از روی تو دارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — مستی ز شراب لب جانان مزه دارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — شهره شهر شود هر که جمالی دارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — دلم هیهای او دارد سرم سودای او دارد
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — مخموری از خمار بجامی که میخرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — آمد شبی خیالش در صدر سینه جا کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — خوشا آنکو انابت با خدا کرد
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — از بهر من شراب بوامی که می خرد
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — بی لقای دوست حاشا روزگارم بگذرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — جان گذر میکند آن به که بجانان گذرد
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — تا بکی بی باده و مطرب مدارم بگذرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — عارف خدای دید در اصنام و حال کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — لعل لب تو چه با شکر کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — یار آمد از درم سحری در فراز کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — ای مسلمانان مرا عشق جوانی پیر کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — روی در روی یار باید کرد
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — عشق آمد و عقل را بدر کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — واعظ به منبر آمد و بیهوده ساز کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — دل ز اغیار ، پاک خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — دم بدم از تو یاد خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — چو نقاش ازل طرح جهان کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — توانی گر درین ره ترک جان کرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — یاد آن روز که از زلف گره وا میکرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — یاد باد آنکه اثر در دل شیدا میکرد
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — دل را غمگین نمیتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — کم عطا یا اعطیت من عطا یاک فزد
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — همه را خود نوازد و سازد
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — ما سرّ کُن فَکانیم ما را که میشناسد؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — چشم شوخ تو فتنه میسازد
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — بنما رخ و جان بستان یعنی بنمی ارزد؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — شور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — محنت این سرا بکش ریحِ نجات میرسد
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — به کوی سرّ قدر گر گذر توانی کرد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — چکنم دلی را که ترا نباشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — دلم بس نیست ماوای تو باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — هر که بیمار تو باشد درد بیمارش نباشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — هر کجا داغ و درد و غم باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — با دوست مگو رازی هرچند امین باشد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — آن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — شوریدهٔ صحرائی در خانه چسان باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — کسی از عمر برخوردار باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — گر گاسهٔ سر ظرف جنون شد شده باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — خوشا آن دل که مأوای تو باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — کاش از دل بی دل خبری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — خوش آنکه هستی من بر باد رفته باشد
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — ای کاش که این سینه دری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — گر خون دل از دیده روان شد شده باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — خنک دیدهٔ کان ترا دیده باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — هر آنکسکه خود را پسندیده باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — دلی کز دلبری دیوانه باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — دل مرا ز اندیشه اسباب دنیا سرد شد
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — هر کرا عشق یار میباشد
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — از می عشق مست خواهم شد
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — جرعهام را جام و مینا تنک شد
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — نور ازل ظهور کرد رحمت خاص عام شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — از پی آن نکار خواهم شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ — ندادم دل بعشق و جان روان شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ — عشق از دل گذشت تا جان شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ — شراب عشقم اندر کام جان شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ — دگر آمد رقیب آزار جان شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ — ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ — چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — به جانی لطف پنهان میفروشد
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ — بوی رحمان از یمن آمد دل و جان تازه شد
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ — دوای درد ما را یار داند
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ — چو من کسی که ره مستقیم میداند
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ — خویش را از دست دادم روی او بنموده شد
- غزل شمارهٔ ۳۲۳ — بوئی از گلستان جان آمد
- غزل شمارهٔ ۳۲۴ — دوشم آن دلبر غمخوار به بالین آمد
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ — مرد آن باشد که چون او را رهی بنموده شد
- غزل شمارهٔ ۳۲۷ — طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
- غزل شمارهٔ ۳۳۱ — شد تهی از عشق سر بی باده این میخانه ماند
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ — کوه عقلی و بیابان جنونم دادهاند
- غزل شمارهٔ ۳۳۵ — خُنُک آن روز که از عقل نجاتم دادند
- غزل شمارهٔ ۳۲۸ — زود از درم در آی که تابم دگر نماند
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ — قومی به منتهای ولایت رسیدهاند
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ — دست از دلم بدار که تابم دگر نماند
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ — در دیگ عشق باده کشان جوش کردهاند
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ — چو تو در بر من آئی اثری ز من نماند
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ — از سر ازل پرده به بوی تو گشادند
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ — خوشا آنان که ترک کام کردند
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ — در دل شب خبر از عالم جانم کردند
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ — عاشقان از لب خوبان می مستانه زدند
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ — در روی چه خورشید تو دیدن نگذارند
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ — صد جلوه کنی هر دم و دیدن نگذارند
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ — عاشقان محو یار میباشند
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ — جهان را بهر انسان آفریدند
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ — شوخ آهو چشم من چون روی در صحرا کند
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ — عارفان از چمن قدس چو بوی تو کشند
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ — هر که دارد درد عشقی یاد درمان کی کند
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ — آنکه باشد مست زهد او عیب مستان چون کند
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ — هر که حرفی ز کتاب دل ما گوش کند
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ — عشق استفاده از قلم و لوح حق کند
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ — بادهای خواهم بدن مستی کند
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ — ای خنک آن نیستی کو دعوی هستی کند
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ — در کار دینم مرد مرد عقل این تقاضا میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ — غمزهٔ چشم پرفنت سحر حلال میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ — حق را نمیگویم بعام علم این تقاضا میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ — افلاک را جلالت تو پست میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ — گاهی به غمزهای دلی آباد میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ — زور بازوی یقینش رفع هر شک میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ — عاقل نمیباشم دمی عشق این تقاضا میکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ — گر زنم لاف از سخن شعر این تقاضا میکند
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ — سوی این دون گدا آنشاه کی رو میکند
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ — این دل سرگشته خود را جستجو کی میکند
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ — خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ — این فقیهان که بظاهر همه اخوان همند
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ — شاهدان گر جلوه بر ایمان کنند
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ — اهل معنی همه جان هم و جانان همند
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ — آنان که ره عالم ارواح بپویند
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ — دل عالم حسن تو کی رنج و تعب بیند
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ — یار را با تو کار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ — بی تو یکدم نمیتوانم بود
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ — سر چو بی عشقست ننک جان بود
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ — تا چند بزنجیر خرد بند توان بود
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ — چون غم غم عشق تو بود زار توان بود
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ — عید است و هرکس از غلط غیری گرفته یار خود
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ — در سر بوالهوس نگر چون شر و شور میرود
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ — غم فراق تو ای دوست بیشمار بود
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ — اگر سوی شام ار بری میرود
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ — کجا میرود روح و کی میرود
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ — زحمت مکش طبیب که این تب نمیرود
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ — بر درگه تو حاجت خلقان روا شود
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ — هرکجا آن ماهسیما میرود
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ — در سر شوریده سودا میرود
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ — زندهدل از چه رو بدن عالم نور میرود
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ — چون سخن از دلبر ما میرود
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ — ؟عشق توبه شکستیم تا دگر چه شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ — یار اگر آشنا شود چه شود
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ — من در او میزنم امروز، باشد وا شود
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ — ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ — رخ برافروزی دل من شعله اخگر شود
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ — بتاب عارض تا مهر جان بهار شود
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ — دل بستم اندر مهر او تا او برای من شود
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ — تا بکی این نفس کافر کیش کافرتر شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ — جور ز حد ببر مگو جور زیاد میشود
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ — رو بحق آوری ای جان چه شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ — شود شود که دلم سوی حق ربوده شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ — ز نکتهای بیانت خرد فزوده شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ — گر پذیری تو ز من جان چه شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ — خواست دلم که ماتمم سور شود نمیشود
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ — شود که از دهنت بوسهٔ ربوده شود
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ — بیدل و جان بسر شود بیتو بسر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ — دل گر غمین شود شده باشد چه میشود
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ — عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ — ای دل مخواه کام که حاصل نمیشود
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ — جان از لطافت بدنش تازه میشود
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ — نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ — دلم از کشمکش خوف و رجا بسکه طپید
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ — علی الصباح نوید هو الغفور رسید
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ — بیا بیا که نوید از جناب دوست رسید
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ — در سر چو خیال تو درآید
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ — زهد و تقوی ز من نمیآید
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ — زاهدم گفت زهد میباید
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ — شکر تو چسان کنم که شاید
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ — مژدهای از هاتف غیبم رسید
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ — جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ — هر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندید
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ — خدای عزوجل گر ببخشدم شاید
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ — سینه را چاک چاک خواهم دید
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ — هر دل که عشق ورزد از ما و من برآید
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ — بیاد یار در خلوت نشستم تا چه پیش آید
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ — زهر فراق نوشم تا کام من برآید
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — شکر افشان دهانش نگرید
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — یاران ز چشم دل به رخ یار بنگرید
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ — عاشقی را جگری میباید
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ — بشارت کز لب ساقی دگر می صاف میآید
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — خویش را اول سزاوارش کنید
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — گذشت موسم غم فصل وصل یار رسید
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — سوخت هرچند دل بجان نرسید
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — عیش دنیا به جز خسان نرسید
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ — از نکاه نیم مستت العیاذ
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ — از بلای چشم مستت العیاذ
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ — بدل کاشتم مهر آن طفل جاهل ز راه نظر
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ — زاهد گر ترا ریاست لذیذ
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ — مراست دیدن روی تو بینقاب لذیذ
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ — بهر جا راه گم کردم بر آوردم ز کویت سر
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ — از پای تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — هدهدی کو که از سبا گوید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳ — شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ — فروغ نور جمال تو در دل بیدار
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ — گشتم به بحر و بر پی یار بی سیر
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ — ای بهار جان و ای جان بهار
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ — ساقی قدحی بیار سرشار
- غزل شمارهٔ ۴۴۷ — ما را پیوسته بسته بر کار
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ — بکوش ساقی از آن باده ساغری دست آر
- غزل شمارهٔ ۴۴۲ — آمدم کآتش زنم در بیخ جبر و اختیار
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ — اهل الدیار اهل الدیار هل جامع العشق القرار
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ — با عشق کی گنجد قرار ناصح برو شرمی بدار
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ — ز حق جوئی نشان الله اکبر
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ — مرا رنجور کردی یاد میدار
- غزل شمارهٔ ۴۴۸ — شب همه شب زاری بر در پروردگار
- غزل شمارهٔ ۴۵۵ — ای ز تو در هر دلی نوری دگر
- غزل شمارهٔ ۴۵۴ — دلم تابان مهر اوست یا رب باد تابان تر
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ — گفتی مرا که چیست ز خوبان عجیبتر
- غزل شمارهٔ ۴۶۲ — دامن از دوستان کشیدی باز
- غزل شمارهٔ ۴۵۸ — میبرد دل را هوا دستم تو گیر
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ — ای در سرم از تو جوش دیگر
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ — ای دل ار بگذری ز عشق مجاز
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ — گوشهٔ چشمی بسوی دردمندان کن بناز
- غزل شمارهٔ ۴۵۷ — تجلی حسنه من معدن النور
- غزل شمارهٔ ۴۶۳ — بیاد عشق ما میسوز و میساز
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ — ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
- غزل شمارهٔ ۴۷۰ — در دلم مهر ماهروئی بس
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ — درد دل ما ز یار ما پرس
- غزل شمارهٔ ۴۶۴ — برون آی و خورشید رخ بر افروز
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ — یک غمزهٔ جان ستان مرا بس
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ — یکدیگر را عیب میجویند خلقان در لباس
- غزل شمارهٔ ۴۶۵ — بکین غم فلک بر خواست امروز
- غزل شمارهٔ ۴۶۹ — دل را عبرت ازین جهان بس
- غزل شمارهٔ ۴۶۶ — ای خفته رسید یار برخیز
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ — ای نگاه خفتهات صیاد کس
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ — بیا ساقیا بر سرم نور پاش
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ — میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاش
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ — سلسله فکر را در ره دانش بکش
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ — در میکده دوش رند قلاش
- غزل شمارهٔ ۴۷۷ — دلبرا درد مرا درمان تو باش
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ — ای دل اندر راه او ده اسبه ران را جل مباش
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ — بغم خوردن بنه دل شاد میباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ — تا در رخت دید سیمای آتش
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ — یار آمد یار پیش دویدش
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ — در عشق دیدم غوغای آتش
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ — سحر رسید ز غیبم بکوش هوش سروش
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ — رفتیم من و دل دوش ناخوانده بمهمانش
- غزل شمارهٔ ۴۸۰ — چو مرد او شدی مردانه میباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ — آمد خیالش دوشم در آغوش
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ — دل برد از من ترک قباپوش
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ — چو جان ز قدس سرازیر گشت با دلریش
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ — عالم چو خاتمیست که این است عشق قص
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ — عشق دردیست از خزانهٔ خاص
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ — عبرت بگیر ای دل ازین دهر پر غصص
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ — ای که میجویی برون از خویشتن دلدار خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ — توشه عام و بنده بنده خاص
- غزل شمارهٔ ۴۹۵ — بر جمال تو هست خالت نص
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ — بتی از دور اگر بینی مرو پیش
- غزل شمارهٔ ۴۹۷ — غم با دلت آشناست ای فیض
- غزل شمارهٔ ۴۹۹ — عشقت ره و رهنماست ای فیض
- غزل شمارهٔ ۵۰۱ — سوی ما میکنی نگه به غلط
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ — سمآء الناس المعشاق ارض
- غزل شمارهٔ ۵۰۲ — غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ — حرف بیگانگی یار غلط بود غلط
- غزل شمارهٔ ۴۹۸ — عمر تو همه هباست ای فیض
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ — ای رهنمای گم شدگان اهدنا الصراط
- غزل شمارهٔ ۵۱۰ — نحم خیالت گردد چو طالع
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ — ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
- غزل شمارهٔ ۵۰۸ — هر آنکه سوی تو آمد شد از فنا محفوظ
- غزل شمارهٔ ۵۰۶ — بی دلانرا از نکو رویان چه حظ
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ — خورشید روئی گردید طالع
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ — مطرب عمر این سراید در سماع
- غزل شمارهٔ ۵۰۵ — اهل دنیا را ز جان کندن چه حظ
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ — روی دل سوی هوا کردم غلط
- غزل شمارهٔ ۵۱۳ — بر سر خستهات بیا دم نزع
- غزل شمارهٔ ۵۱۴ — ایاک ادعوا انت السمیع
- غزل شمارهٔ ۵۱۸ — ز عشق تو نرهیدم که گفت رست دروغ
- غزل شمارهٔ ۵۱۵ — عشق بر اکوان محیطست و وسیع
- غزل شمارهٔ ۵۱۷ — جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ — هرکه جا داد او رسوم اهل دنیا در دماغ
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ — هر چه نبود سخن یار دروغ است دروغ
- غزل شمارهٔ ۵۱۲ — یار بما نظر نکرد صبر و شکیب را وداع
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ — فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ — جز خدا را بندگی حیفست حیف
- غزل شمارهٔ ۵۲۰ — هی نیاری بر زبان حرف دروغ
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ — در دل تنگم خموشی میکند انبار حرف
- غزل شمارهٔ ۵۲۱ — گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ — ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ — بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ — ای که با ما وعدهها کردی خلاف
- غزل شمارهٔ ۵۳۵ — تن را بگداز در ره عشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ — هی نیاری بر زبان جز حرف حق
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ — ای که هستی بنور هستی طاق
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ — تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ — شکرلله که شد عیان ره حق
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ — ای تو در لطف و نکوئی طاق
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ — ای وصل تو جانفزای عاشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۴ — جان منزل جانان عشق دل عرصه جولان عشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ — در جهان افگندهٔ غوغای عشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ — عشق است اصل بندگی من بنده و مولای عشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ — زنده آن سر کو بود سودای عشق
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ — عاشق که بود غلام معشوق
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ — ارانی اراک و لست اراک
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ — بوی گلزار هوست قصه عشق
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ — هم توئی راحت جانم ای عشق
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ — درد دل مرا نکند به دوای خلق
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ — چه بنشینم چه برخیزم قعودی لک قیامی لک
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ — در دلم تا جای کرد از لطف آن رشگ ملک
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ — بهوای تو میشویم هلاک
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ — ای دهانت تنک شکر لعل لب کان نمک
- غزل شمارهٔ ۵۴۴ — الهی الهی فقیر اتاک
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ — یا املی و بغیتی لیس هوای فی سواک
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ — ذاب قلبی من اشتیاق لقاک
- غزل شمارهٔ ۵۵۰ — میبرد غیرت ز حسن تو ملک
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ — آفریننده جهان لبیک
- غزل شمارهٔ ۵۵۸ — دلم بحر و عشق تو در وی نهنگ
- غزل شمارهٔ ۵۵۷ — گذر کن ز بیغولهٔ نام و ننگ
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ — آن روی در نظر چو نداری ببار اشک
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ — عاشق و معشوق را راهی بود از دل بدل
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ — پرورد گارا بندهام الملک لک و الحمد لک
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ — کی بود دل زین چنین گردد خنک
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ — وجودی لک شهودی لک ثبوتی لک ثباتی لک
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ — صد شکر که عاقبت سر آمد غم دل
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ — نگاه ارکنی جان ستانی تغافل کنی دل
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ — پرتو شمع رخت شد در وجودم مشتعل
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ — تا کی ز فراق تو نهم بر سر غم غم
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ — ای جمال هر جمیل و ای جمالت بیمثال
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ — ای فغان از هی هی و هیهای دل
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ — گلزار رخت دیدم شد خار به چشمم گل
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ — منزلگه یار است دل ماوای دلدارست دل
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ — بخوشی بگذریم از هر کام
- غزل شمارهٔ ۵۶۹ — روز میگردد اگر رو مینمائی در شبم
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ — بیا بیا بسرم تا بپات جان بدهم
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ — هر رنج که میرسد بجانم
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ — ما مستانیم بی می و جام
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ — منم که ساختهٔ دست ابتلای توام
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ — ای خوشا وقت عاشق بد نام
- غزل شمارهٔ ۵۷۱ — نشود کام بر دل ما رام
- غزل شمارهٔ ۵۷۸ — از کش مکش خرد بتنگ آمدهام
- غزل شمارهٔ ۵۷۷ — از بوی می عشق برنگ آمدهام
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ — تا بعشق تو جان و دل بستم
- غزل شمارهٔ ۵۷۶ — منم که شیفتهٔ زلف تو ببوی توام
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ — میدمد هر دم خیالت روحی اندر قالبم
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ — در دل توئی در جان توئی ای مونس دیرینهام
- غزل شمارهٔ ۵۸۱ — گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ — کبیرهایست که خود را گمان کنم هستم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ — از می لعل لب و نوش دهانت مستم
- غزل شمارهٔ ۵۸۹ — یکبوسه از آن دو لب گرفتم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵ — نه من امروز به دل نقش خیالت بستم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ — در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴ — من هماندم که با تو پیوستم
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ — پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ — نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
- غزل شمارهٔ ۵۹۱ — بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ — نگاهی کن که شیدای تو گردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ — رسید از دوست پیغامی که مستان را نظر کردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۷ — دل و جان منزل جانانه کردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ — دم به دم از تو غمی میرسد و من شادم
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ — گران شد بر دل من تن بیا تن گرد جان گردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ — من ببوی خوش تو دلشادم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵ — چو دل در عشق میبستم ز خود خود را رها کردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ — غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادم
- غزل شمارهٔ ۶۰۶ — من تاب فراق تو ندارم
- غزل شمارهٔ ۶۰۴ — همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ — من دیوانه گرد هر پریرخسار میگردم
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ — درین گلشن من بیدل به بوی یار میگردم
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ — ای جان مردم جانان مردم
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ — تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
- غزل شمارهٔ ۶۰۵ — خم ابروی تو محراب رکوع است و سجودم
- غزل شمارهٔ ۶۰۷ — من و عشق و مستی عشق به جز این هنر ندارم
- غزل شمارهٔ ۶۱۱ — صنمی ماه رو هوس دارم
- غزل شمارهٔ ۶۱۲ — ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم
- غزل شمارهٔ ۶۱۰ — نالهای با اثر هوس دارم
- غزل شمارهٔ ۶۰۹ — لبکی چون شکر هوس دارم
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ — الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم
- غزل شمارهٔ ۶۱۵ — چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
- غزل شمارهٔ ۶۰۸ — امروز دگر در سر سودای دگر دارم
- غزل شمارهٔ ۶۱۳ — آمدهام بدین جهان تا که ز نی شکر برم
- غزل شمارهٔ ۶۲۰ — من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
- غزل شمارهٔ ۶۲۲ — تا من نشوم بیخود هشیار نمیباشم
- غزل شمارهٔ ۶۲۱ — چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ — من واله جمال فروزان یک کسم
- غزل شمارهٔ ۶۱۸ — قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ — اگر آهی کشم دریا بسوزم
- غزل شمارهٔ ۶۱۹ — بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ — چون غمی زور آورد خود را به صحرا میکشم
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ — زهر قهر ار تو کنی در جامم
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ — از معانی مغز بیرون میکشم
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ — ای ز الطاف تو شیرین کامم
- غزل شمارهٔ ۶۲۶ — کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ — شهد لطفست گهی در کامم
- غزل شمارهٔ ۶۲۵ — از دلم بس ناله بیرون میکشم
- غزل شمارهٔ ۶۲۸ — بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم
- غزل شمارهٔ ۶۲۷ — خویشتن را در هوا کردیم گم
- غزل شمارهٔ ۶۳۶ — من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۶۳۸ — چنان شدم که قبیح از حسن نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ — وه که جان یا تنم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ — من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۶۳۳ — از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
- غزل شمارهٔ ۶۳۹ — عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
- غزل شمارهٔ ۶۳۴ — شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
- غزل شمارهٔ ۶۳۲ — خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ — میتوانم ز آب دیده دشت را دریا کنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۶ — پیوسته خستهٔ غم یارم چهسان کنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۵ — فرمان نمیبرد این دل چهسان کنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ — عشق تو کوتا که حرز جان کنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۰ — از دور بر خرامش قدت ثنا کنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۳ — گر وصل خواهد دلبرم من بیخ هجران بشکنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۱ — میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۷ — باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
- غزل شمارهٔ ۶۵۲ — با خیالت شور و مستی میکنم
- غزل شمارهٔ ۶۵۱ — از شراب عشق مستی میکنم
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ — از برکات حسن تو جذب مراد میکنم
- غزل شمارهٔ ۶۵۳ — آنکه کارش با دلست و نیست او را دل منم
- غزل شمارهٔ ۶۵۵ — در چهرهٔ مهرویان انوار تو میبینم
- غزل شمارهٔ ۶۵۴ — بسوی او نگرم کان ناز میبینم
- غزل شمارهٔ ۶۴۸ — گر دل به عشق من دهی بهر تو دلداری کنم
- غزل شمارهٔ ۶۵۰ — شبها حدیث زلف تو تکرار میکنم
- غزل شمارهٔ ۶۶۱ — باده در باده مست چون نشوم
- غزل شمارهٔ ۶۶۲ — آنکه ز الطاف نو پیوست بهم
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ — بینم چو جمال یار مدهوش شوم
- غزل شمارهٔ ۶۵۷ — زین جهان پست بالا میروم
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ — حسن رخ مه رویان از روی تو میبینم
- غزل شمارهٔ ۶۶۳ — از عشق یار خوشم از حسن یار هم
- غزل شمارهٔ ۶۵۸ — از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ — رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
- غزل شمارهٔ ۶۶۷ — کو عشق کو سودای عشق تا در جهان غوغا نهم
- غزل شمارهٔ ۶۶۸ — یاد یاران که کنند از دل و جان یاری هم
- غزل شمارهٔ ۶۷۰ — اگر بدیم و گر نیک خاکسار توایم
- غزل شمارهٔ ۶۶۹ — مرا هرچند رانی دیگر آیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ — ما ز مافوق فلک در بحر و بر افتادهایم
- غزل شمارهٔ ۶۶۴ — دردم ز حد فزون شد و غم بیشمار هم
- غزل شمارهٔ ۶۶۶ — دل میکنمت فدا و جان هم
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ — از بخت شکوه دارم و از دست یار هم
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ — هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۴ — تا آتش عشق رخت در جان و دل افروختیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۶ — بکوی یار بیپروا گذشتیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۲ — ذّره ذرّه ز آسیای آسمان افتادهایم
- غزل شمارهٔ ۶۷۸ — هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۵ — ما سر مستان مست مستیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۷ — رفتیم ازین دیار رفتیم
- غزل شمارهٔ ۶۷۳ — از حضور قدس جانرا در سفر افکندهایم
- غزل شمارهٔ ۶۸۱ — ما را ره توفیق نمودند و بریدیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۳ — دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۷ — بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریم
- غزل شمارهٔ ۶۸۴ — چشم بر هر چه گشادیم رخ خوب تو دیدیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ — ما دیدهٔ اشکبار داریم
- غزل شمارهٔ ۶۸۲ — بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۰ — فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ — از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ — ای دل بیا که تا بخدا التجا کنیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۵ — ای دل بیا که بر در میخانه جا کنیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ — کی آیدم می در نظر مست جمال ساقیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ — چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۸ — بیائید یاران بهم دوست باشیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۰ — طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ — بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ — از دم صبح ازل با عشق یار و همدمیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۹ — روزها در طلبت میپویم
- غزل شمارهٔ ۷۰۱ — کی باشد از جهان بدن سوی جان رویم
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ — ای خدا عشقی که دل بر آتشش بریان کنیم
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ — گر شود روزی شبی کان ماهرا مهمان کنیم
- غزل شمارهٔ ۷۰۰ — حسنش دریا و من سبویم
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ — ایخوش آنروزی که ما جان در ره جانان کنیم
- غزل شمارهٔ ۷۰۲ — خیز تازین خاکدان بیرون رویم
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ — وقت آنست که جوینده اسرار شویم
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ — در حریم قدس جانرا نیست بار از ننگ تن
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ — نوش من نیش مکن دورم از خویش مکن
- غزل شمارهٔ ۷۰۷ — رنجیده از من میگذشت گفتم چه کردم جان من
- غزل شمارهٔ ۷۱۱ — آرامت از تن میرود زین شاهدان سیمتن
- غزل شمارهٔ ۷۰۴ — بدرد عشق بیدرمان دوای درد من میکن
- غزل شمارهٔ ۷۱۰ — در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن
- غزل شمارهٔ ۷۰۵ — هر که میخواهد سخن گستر بود در انجمن
- غزل شمارهٔ ۷۰۶ — در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن
- غزل شمارهٔ ۷۱۳ — بهار آمد بهار آمد بهار طلعت جانان
- غزل شمارهٔ ۷۱۲ — ز نهار مکن ای جان این درد مرا درمان
- غزل شمارهٔ ۷۱۵ — تنم از خاک شد پیدا شود در خاک هم پنهان
- غزل شمارهٔ ۷۱۶ — ای برون از سرای کون و مکان
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ — بهار آمد بهار آمد چمن شد پر گل و ریحان
- غزل شمارهٔ ۷۱۷ — باغ روی تو روضه رضوان
- غزل شمارهٔ ۷۱۸ — زان دهان حرفی فکندی در میان
- غزل شمارهٔ ۷۱۹ — بر دل تنگ ما فضای جهان
- غزل شمارهٔ ۷۲۳ — ای باد صبا سلام یاران برسان
- غزل شمارهٔ ۷۲۶ — چشم جانرا ضیاست این دیوان
- غزل شمارهٔ ۷۲۷ — تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
- غزل شمارهٔ ۷۲۱ — نیست چو من واپسی در همه واپسان
- غزل شمارهٔ ۷۲۴ — در سرم عشق تو ای یار همانست همان
- غزل شمارهٔ ۷۲۲ — گاه شود جلوهگر مهر رخش در کسان
- غزل شمارهٔ ۷۲۰ — ای که درد مرا توئی درمان
- غزل شمارهٔ ۷۲۵ — گذر کن ای صبا در کوی جانان
- غزل شمارهٔ ۷۳۳ — ذرهٔ درد بر آن مایهٔ درمان بردن
- غزل شمارهٔ ۷۳۵ — نه چشم آنکه برویش نظر توان کردن
- غزل شمارهٔ ۷۳۰ — با دل من جلو گلزار میگوید سخن
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ — منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ — بلبل از گلزار میگوید سخن
- غزل شمارهٔ ۷۳۴ — غمش غمی نه که از دل بدر توان کردن
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ — به نثر اگر چه توان گوهر سخن سفتن
- غزل شمارهٔ ۷۳۱ — با دلم گلزار میگوید سخن
- غزل شمارهٔ ۷۳۹ — ای که داری هوس طلعت جانان دیدن
- غزل شمارهٔ ۷۴۱ — بود بدتر ز هر زهری مزیدن
- غزل شمارهٔ ۷۴۰ — رای فرزانه چو باشد رخ خوبان دیدن
- غزل شمارهٔ ۷۳۶ — تیره شد در چشمم از دنیا بدر باید شدن
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ — دلا برخیز و پائی بر بساط خود نمائی زن
- غزل شمارهٔ ۷۳۷ — تا نگوئی هست آسان عشق را رهبر شدن
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ — در جهان افکندهٔ غوغای حسن
- غزل شمارهٔ ۷۳۸ — نخست آید بدل پیک شنیدن
- غزل شمارهٔ ۷۴۸ — بغم خویش دل ما خوش کن
- غزل شمارهٔ ۷۴۷ — خدایا مرا از من آزاد کن
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ — به کفافی دلا قناعت کن
- غزل شمارهٔ ۷۴۴ — مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ — بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ — ای خدا این درد را درمان مکن
- غزل شمارهٔ ۷۴۹ — از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ — الهی ز عصیان مرا پاک کن
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ — چارهها رفت ز دست دل بیچاره من
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ — یگره ز خانه مست برا ای نگار من
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ — دلی داشتم رفت از دست من
- غزل شمارهٔ ۷۵۸ — چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ — برون از چار و نُه در چار و نُه پیداست یار من
- غزل شمارهٔ ۷۵۲ — عشقم فزون کن عقلم جنون کن
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ — در کف پیاله دوش درآمد نگار من
- غزل شمارهٔ ۷۵۳ — جان ز من مستان دل ببر خون کن
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ — تیغ کشی گاه به آهنگ من
- غزل شمارهٔ ۷۶۱ — مهرت بجان بهار دل داغدار من
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ — یک نگاه از تو و در باختن جان از من
- غزل شمارهٔ ۷۶۴ — بیا بیا که نمانده است صبر در دل من
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ — ای دوای درد بیدرمان من
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ — ای که هم دردی و هم درمان من
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ — باز آی جان من و جانان من
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ — از دست من گرفت هوا اختیار من
- غزل شمارهٔ ۷۷۴ — غم پنهان سمر شد چون کنم چون
- غزل شمارهٔ ۷۷۱ — بر در تو من رو به خاک عجز ناله میکنم کای اله من
- غزل شمارهٔ ۷۶۸ — ایجان و ای جانان من رحمی بکن بر جان من
- غزل شمارهٔ ۷۶۹ — ای عمر من ایجان من ای جان و ای جانان من
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ — گرد جهان گردیده من چون روی تو نادیده من
- غزل شمارهٔ ۷۷۰ — شدم آتش از غم او که مگر دمی کنم جا
- غزل شمارهٔ ۷۷۵ — غم عشقت فزون شد چون کنم چون
- غزل شمارهٔ ۷۷۳ — بیا ساقی بده آن آب گلگون
- غزل شمارهٔ ۷۷۶ — میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
- غزل شمارهٔ ۷۸۳ — بنشین سرو روانم بنشین
- غزل شمارهٔ ۷۸۱ — ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ — ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
- غزل شمارهٔ ۷۸۲ — سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
- غزل شمارهٔ ۷۷۷ — چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ — یکدمک پیش ما بیا بنشین
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ — شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ — از وفا نام شنیدیم همینست همین
- غزل شمارهٔ ۷۸۶ — جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین
- غزل شمارهٔ ۷۸۸ — ای صبا با یار سنگین دل بگو
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ — سوختم از جفات من حق وفا که همچنین
- غزل شمارهٔ ۷۹۱ — دل ز پی جست و جو در بدرو کو بکو
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ — از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
- غزل شمارهٔ ۷۸۹ — ای که دانی سرّ ما را مو بمو
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ — پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی او
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ — گر برفت اندر غمت دل گو برو
- غزل شمارهٔ ۷۹۳ — زهر هجران میچِشم از من چنین میخواهد او
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ — ساقی از آنجهان بده بادهٔ جان سبو سبو
- غزل شمارهٔ ۷۹۴ — گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
- غزل شمارهٔ ۷۹۸ — خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ — خورشید ذرهایست ز نور جمال تو
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ — ای خدا شرمندهام از کثرت احسان تو
- غزل شمارهٔ ۷۹۹ — ای سر هر سروری در پای تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ — تا بکی در مقام نازی تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ — بر من نیستی کجائی تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ — ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۳ — جان من سخت دلربائی تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ — تن بی جانم و جانم توئی تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ — بیپرده رخ نما که شوم من فدای تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۶ — من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو
- غزل شمارهٔ ۸۰۰ — هستیم یکقطره از دریای تو
- غزل شمارهٔ ۸۱۳ — خبری ای صبا ز یار بگو
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ — دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
- غزل شمارهٔ ۸۱۱ — هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ — میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو
- غزل شمارهٔ ۸۱۲ — ای عاقلان دیوانهام زنجیر زلف یار کو
- غزل شمارهٔ ۸۰۸ — قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
- غزل شمارهٔ ۸۱۰ — راه حق را مرد باید مرد کو
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ — ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شو
- غزل شمارهٔ ۸۱۹ — جامی لبا لب بایدت لب بر لب ساقی بده
- غزل شمارهٔ ۸۱۸ — خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماه
- غزل شمارهٔ ۸۲۱ — ای که دردت با دوا آمیخته
- غزل شمارهٔ ۸۲۰ — ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ — ز حق رسید ندا لا اله الا هو
- غزل شمارهٔ ۸۱۶ — عشق رسید و دل بزد نوبت پادشاه نو
- غزل شمارهٔ ۸۲۲ — ای ز کویت ره گذر بسته
- غزل شمارهٔ ۸۲۳ — شب و روز در ره تو من مبتلا نشسته
- غزل شمارهٔ ۸۲۵ — خدایا دلم را گشادی بده
- غزل شمارهٔ ۸۲۶ — دل بعشق خدای یکتا ده
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ — من آشفته را در راه یاری کار افتاده
- غزل شمارهٔ ۸۲۸ — دلم در وادی خونخوار عشقی زار افتاده
- غزل شمارهٔ ۸۳۱ — بار الها راستان را در حریمت بار ده
- غزل شمارهٔ ۸۲۹ — بیا زاهد مرا با حضرت تو کار افتاده
- غزل شمارهٔ ۸۲۴ — دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ — بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
- غزل شمارهٔ ۸۳۳ — یا رب این مخمور را در بزم مستان بار ده
- غزل شمارهٔ ۸۳۴ — ای دوست بیا که طاقتم طاق شده
- غزل شمارهٔ ۸۳۷ — دلم را ای خدا از عشق جان ده
- غزل شمارهٔ ۸۳۵ — از خودی ای خدا نجاتم ده
- غزل شمارهٔ ۸۳۶ — بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ — شهید علینا من رجونا شهوده
- غزل شمارهٔ ۸۳۲ — یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار ده
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ — خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ — هرکه هستش از ذکا در قبهٔ سر مشعله
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ — گرفتم ملک جان الحمدالله
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ — شدم آگه ز راه الحمدالله
- غزل شمارهٔ ۸۴۵ — ساقی باقی ما داد صلا بسم الله
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ — ز هرچه آن غیر یار استغفرالله
- غزل شمارهٔ ۸۴۶ — گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله
- غزل شمارهٔ ۸۴۱ — سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله
- غزل شمارهٔ ۸۴۷ — ندارم خان و مانی حسبی الله
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ — رفتم بخرابات توکلت علیالله
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ — در کشور حسن آن یگانه
- غزل شمارهٔ ۸۵۲ — بنه سر بحکم خدای یگانه
- غزل شمارهٔ ۸۵۳ — برفت از برم آن نگار یگانه
- غزل شمارهٔ ۸۵۵ — از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
- غزل شمارهٔ ۸۴۸ — زین چرخ گردون فروا الی الله
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ — دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ — گفتی مرا کن ذکر هو سبحانه سبحانه
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ — اگر کنی تو بجان طاعت خدای علی
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ — باز این چه فتنه است که در سر گرفتهای
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ — بیا بیا که اسیران نواز آمدهای
- غزل شمارهٔ ۸۵۶ — کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ — ای آنکه با دلم ز ازل یار بودهای
- غزل شمارهٔ ۸۶۱ — شور عشقی در جهان افکندهای
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ — ای آنکه در ازل همه را یار بودهای
- غزل شمارهٔ ۸۵۷ — بیا ساقی بده جامی از آن می
- غزل شمارهٔ ۸۶۷ — بماندم چیز و کس را انت حسبی
- غزل شمارهٔ ۸۶۶ — با جذب دوست ای دل شیدا چگونهای
- غزل شمارهٔ ۸۶۸ — با تو شدم آشنا وز دو جهان اجنبی
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ — گه نقاب از رخ کشیدی گه نقاب انداختی
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ — دارد ز جفا نظام خوبی
- غزل شمارهٔ ۸۶۴ — ای دل بعشق خویش گرفتار بودهای
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ — بر جمال از پرتو رویت نقاب انداختی
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ — در عشق دوست ای دل شیدا چگونهای
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ — عشق حبیب را بود بر دل من عنایتی
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ — ایا نفسی علی الهجران نوحی
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ — پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ — از حسن خورشید ازل عالم چنین زیباستی
- غزل شمارهٔ ۸۷۶ — زلف سیه بر روی مه با خط و خال آراستی
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ — شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
- غزل شمارهٔ ۸۷۷ — گهی نان را فدای جان فرستی
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ — هر نفس از جناب دوست میرسدم بشارتی
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ — دل چه بستم در تو رستم از خودی
- غزل شمارهٔ ۸۸۳ — دل آواره را در کوی خود آوارهتر کردی
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ — ایکه درد مرا دوا کردی
- غزل شمارهٔ ۸۸۱ — گره از زلف خویش وا کردی
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ — در سینه ای عشق پنهان چه کردی
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ — نهال آرزو در سینه منشان گر خردمندی
- غزل شمارهٔ ۸۸۶ — حبیبی انت ذو من وجودی
- غزل شمارهٔ ۸۸۰ — دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
- غزل شمارهٔ ۸۸۹ — یا حسن ما اجلاک فی عینی و فی بصری
- غزل شمارهٔ ۸۸۸ — یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
- غزل شمارهٔ ۸۹۰ — چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
- غزل شمارهٔ ۸۹۲ — ای دلبر هر دلبری ای برتر از هر برتری
- غزل شمارهٔ ۸۹۱ — ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری
- غزل شمارهٔ ۸۹۴ — در دل و جان من چه جا داری
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ — عشق تو دل هرکس بسته است بیک کاری
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ — از شهر وفا صبا چه داری
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ — چه شود گر تو شوی جان کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ — ای فدای غم جان تو کسی
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ — حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
- غزل شمارهٔ ۸۹۶ — ای معدن دلداری جز تو که کند یاری
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ — رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ — مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ — پیدای توام ز من چه پرسی
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ — قصه عشق سرودیم بسی
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ — کسی که یافت نسیم نعیم درویشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ — بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ — در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ — بکوش ایجان خدا را بنده باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ — ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ — گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ — وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ — گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ — سرکشیهای جوانان تا کی
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ — یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ — نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ — دل و جانم اسیر غم تا کی
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ — عاشقانرا شور مستی سود دارد خیلکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ — در دیدهام چه نور روانست آن یکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ — نکنی گر تووفا حسبی الله کفی
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ — دل چو بستم بخدا حسبی الله و کفی
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ — ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ — ای که حیران سراپای بت سیمینی
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ — ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ — جدا شد از بر من آن انسی روحانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ — گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ — گه به ایمای تغافل دل ما میشکنی
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ — جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ — تو های و هوی مستانرا چه دانی
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ — سوی من ای خجسته خو روی چرا نمیکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ — روی جانان مگر از دیدهٔ جانان بینی
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ — بخرامشی چه شود اگر سوی عاشقان گذری کنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ — اگر خوش است ترا دل چرا طرب نکنی
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ — خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ — گفتم به عشق غارت دلها چه میکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ — میکشی ما را به زاری هرچه خواهی میکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ — دلا بگذر ز دنیا تا ز عقبی عیش جان بینی
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ — دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ — باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ — صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ — روی بنمای ای پری رخسار هی
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ — مست و بیپروا به یغما میروی
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ — ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ — خوشا فال آن کو دوچارش شوی
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ — مرحبا ای نسیم عنبر بوی
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ — چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ — گل از رخ تو وام کند زیبائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ — الا ای که دلها نهان میربائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ — ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ — ای زلف تو مسکن دل شیدائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ — ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ — نگاه ار میکنی جان میفزائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ — بیا بیمار خود را ده شفائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ — خوش آندم کز در احسان در آئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ — بود گر در ما تو تنها در آئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ — ای شاهد شاهدان کجائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ — خوش آندم کز درم ای جان در آئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ — سر خستگان نداری بگذار ما نیائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ — هر آن دلرا که با یاریست خوئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ — هم تو بیننده هم تو بینائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ — سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ — ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئی
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ — هیچیم ما بخویش و نمودار ما توئی