غزل شمارهٔ ۳۱۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به جانی لطف پنهان میفروشد
جهانی جان به یک جان میفروشد
دهد بوسی عوض جانی ستاند
بخر والله ارزان میفروشد
دلم هر دو جهان با صد جهان جان
به یک دم وصل جانان میفروشد
نفهمیده است ذوق عشق و مستی
که هشیاری به مستان میفروشد
شراری گر بیابد ز آتش ما
جنان زاهد به نیران میفروشد
به یک مو زاهد از زلف دوتایش
دوصد خروار ایمان میفروشد
چو آرد در حدیث آن لعل شیرین
شکرها از نمکدان میفروشد
سبویی محتسب در پرده دارد
عبث خشکی به رندان میفروشد
بده جان در رهش ای فیض کان یار
وصال خویش ارزان میفروشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و فدای جان به خاطر معشوق است. شاعر بیان میکند که در عشق، انسان حاضر است همه چیز را به راحتی قربانی کند. او به تمثیل خرید و فروش میپردازد و میگوید که با هر بوسه و لحظهای که در کنار معشوق است، دنیایش را میفروشد. همچنین اشاره به بیخبری زاهدان دارد که از جذابیت عشق و شوری که در آن وجود دارد، بیخبرند. در نهایت، شاعر دعوت میکند که جان خود را در راه عشق بسپارند، زیرا وصال و نزدیکی با معشوق به راحتی و با قیمتی ارزان ممکن است.