نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دوای درد ما را یار داند

بلی احوال دل دلدار داند

ز چشمش پرس احوال دل آری

غم بیمار را بیمار داند

و گر از چشم او خواهی ز دل پرس

که حال مست را هشیار داند

دوای درد عاشق درد باشد

که مرد عشق درمان عار داند

طبیب عاشقان هم عشق باشد

که رنج خستگان غمخوار داند

نوای راز ما بلبل شناسد

که حال زار را هم زار داند

نه هر دل عشق را در خورد باشد

نه هر کس شیوهٔ این کار داند

ز خود بگذشتهٔ چون فیض باید

که جز جانبازی اینجا عار داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی درد و غم عاشقان می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که تنها یار و معشوق می‌تواند دردی که عاشق احساس می‌کند را درک کند. او معتقد است که باید از چشم یار حال دل عاشق را پرسید، زیرا تنها او می‌تواند عواطف و احساسات را بفهمد. عشق به عنوان درمان درد عاشق معرفی شده و عشق ورزیدن به دیگران را به عنوان یک وظیفه مهم ذکر کرده است. شاعر همچنین تأکید می‌کند که هر کسی توانایی درک عشق و رنج آن را ندارد و برای فهم عمیق این مسائل، باید از خودگذشتگی نشان داد.