نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۷ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشق استفاده از قلم و لوح حق کند

در مکتب خدا رخ خوبان سبق کند

عز قبول و رفعت اخلاص عشق راست

کو هر چه می‌کند همه از بهر حق کند

هر کس که از حرارت عشقش عرق نریخت

در ورطه کشاکش دنیا عرق کند

افلاک و انجمند اسیر امیر عشق

گه روشنایی آرد و گاهی غسق کند

گاهی طلوع و گاه زوال و گهی غروب

گاهی سحر گهی فلق و گه شفق کند

آنکس که چار عنصر تن را بعشق سوخت

سلطان جانش حکم بر این نه طبق کند

از حکم آنکه ماه تواند شکافتن

گردن اگر کشد سر خورشید شق کند

علم از خدا چه کرد پی مکتب و کتاب

گه شرح ماسیاتی و گه ما سبق کند

در دفتر سیه نبود نور عشق فیض

با مولوی بگوی که ترک ورق کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم عشق و تأثیر آن در زندگی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که عشق می‌تواند به عنوان واسطه‌ای برای شناخت حقیقت و نزدیک شدن به خدا عمل کند. عشق، جایی بین عالم و خداوند، نورانی و الهام‌بخش است و انسان را به سمت تعالی و روحانیت سوق می‌دهد. عشق باعث می‌شود فرد از تحولات دنیوی و سختی‌ها عبور کند و به عمق وجود خود پی ببرد. شاعر تأکید می‌کند که تمام اعمال انسان باید به خاطر حق و عشق باشد و عشق، تنها وسیله‌ای است که می‌تواند انسان را به درک معانی عمیق زندگی برساند. در نهایت، شعر به این نکته می‌رسد که عشق، کلید فهم علم و حکمت الهی است و بدون آن، همه چیز تاریک و بی‌فایده خواهد بود.