غزل شمارهٔ ۴۳ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای فدای عشق تو ایمان ما
وی هلاک عفو تو عصیان ما
گر کنی ایمان ما را تربیت
عشق گردد عاقبت ایمان ما
زآتش خوف تو آب دیدها
زآب حلمت آتش طغیان ما
ای بما آثار صنع تو بدید
وی تو پنهان در درون جان ما
ای تو هم آغاز و هم انجام خلق
وی تو هم پیدا و هم پنهان ما
گوشها را سمع و چشمانرا بصر
در دل و در جان ما ایمان ما
ای جمالت کعبهٔ ارباب شوق
وی کمالت قبلهٔ نقصان ما
عاجزیم از شکر نعمتهای تو
عجز ما بین بگذر از کفران ما
ای بدی از ما و نیکوئی زتو
آن خود کن پرده پوش آن ما
فیض را از فیض خود سیراب کن
ای بهشت و کوثر و رضوان ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و نیاز به خداوند و نعمتهای او میپردازد. شاعر ابتدا از عشق و ایمان نسبت به خدا سخن میگوید و به عفو و رحمت او اشاره میکند. او معتقد است که اگر خداوند ایمان را تربیت کند، عشق به خدا منجر به ایمان عمیقتری میشود. شاعر خوف از خدا را به آب و حلم او را به آتش تشبیه میکند و به وجود آثار خلق در دل انسان اشاره میکند. او خدا را آغاز و انجام همه چیز میداند و ایمان را در دل و جان انسانها میبیند. در انتها، شاعر به ناتوانی خود در شکرگزاری نعمتهای خدا اشاره کرده و از او میخواهد که از کفران ما بگذرد و ما را با فیض خود سیراب کند.