غزل شمارهٔ ۴۵۱ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا رنجور کردی یاد میدار
ز خویشم دور کردی یاد میدار
چو دل بستم بوصل از من بریدی
مرا مهجور کردی یاد میدار
نهان کردی ز من خورشید رویت
مرا بینور کردی یاد میدار
چو در عشق خودم کردی گرفتار
غمم پر زور کردی یاد میدار
چو مست باده آن چشم گشتم
مرا مخمور کردی یاد میدار
نمیبایست زاول آن وفا کرد
مرا مغرور کردی یاد میدار
امید وصل تو شمع دلم بود
چرا غم کور کردی یاد میدار
نمک زان لب فشاندی بر دل ریش
سرم پرشور کردی یاد میدار
ستم بر فیض کردی در شکایت
مرا معذور کردی یاد میدار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از رنجهایی که از جدایی و دوری معشوق تجربه کرده، سخن میگوید. او به یاد میآورد که چگونه معشوقش او را رنجور و بینور کرده و با بریدن از وصلش، او را مهجور گردانیده است. شاعر احساس میکند که در عشق گرفتار شده و غم و افسردگی بر او مستولی شده است. او به یاد میآورد که چگونه امید به وصال معشوق، شمع دلش بوده و اکنون در غم و تنهایی فرورفته است. در نهایت، شاعر خاطرنشان میکند که معشوق به او آسیب رسانده و قلبش را پر از شور و غم کرده است.