نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۷ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یکدیگر را عیب می‌جویند خلقان در لباس

ور نباشد عیب بشمارند خلقان در لباس

هر کسی عیبی که دارد میکند پنهان ز خلق

عیب جانرا در سکوت و عیب ابدان در لباس

عیب‌جویان از سکوت کس برون آرند عیب

وز لباسش هم برون آرند پنهان در لباس

تا بیکدیگر نشستند این گروه عیب جو

آن ازین بی‌پرده جوید عیب و این زان در لباس

فاسقان بی‌پرده میگویند عیب یکدگر

صالحان گویند عیب اهل ایمان در لباس

یوسفان از دست گرگان گر درون چه روند

پوستین یوسفان درند گرگان در لباس

آنکه را عاجز شوند از جستن عیب صریح

صد فسون آرند تا بندند بهتان در لباس

از هنر آنکس که عاری باشد او را چاره نیست

غیر آنکو عیب بندد بر نکویان در لباس

خیل دانایان که خوی حق در ایشان جای کرد

عیب معیوبان کنند از خلق پنهان در لباس

صدهزاران آفرین بر جان بینائی که او

خلق را بینند همه از عیب عریان در لباس

عیب فیض را کرد پنهان از خلق ستارالعیوب

از حسد لیکن برو بندند بهتان در لباس

خواستم تا من نگویم عیب اخوان چاره نیست

بر زبانم رفت عیب عیبجویان در لباس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عیب‌جویی انسان‌ها از یکدیگر است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که افراد معمولاً عیوب خود را پنهان می‌کنند و به جای آن، به دنبال پیدا کردن عیب‌های دیگران هستند. عیب‌ها در ظاهر (لباس) و با زبان مطرح می‌شوند، در حالی که عیب‌های واقعی انسان‌ها در درون آن‌هاست. افراد نیکوکار سعی می‌کنند عیوب دیگران را پنهان نگه دارند، در حالی که فاسقان به راحتی عیب‌های یکدیگر را فاش می‌کنند. در نهایت، شاعر از بینش عمیق و ستارالعیوب خداوند سخن می‌گوید که عیوب بندگانش را می‌پوشاند و اظهار می‌کند که خود او نمی‌خواهد به عیب‌جویی بپردازد، اما نمی‌تواند از زبانش عصیان کند.