غزل شمارهٔ ۵۱ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نکردیم کاری درین بندگیها
ندیدیم خیری از این زندگیها
از این زندگیها نشد کام حاصل
درین بندگیهاست شرمندگیها
بیا عشق ویران کن صبر و طاقت
که آسوده گردیم ز آسودگیها
اگر هست خیری در آشفتگیهاست
که آشفتهتر باد آشفتگیها
ز زنگار عقل آیینه دل سیه شد
خوشا سادگیها و دیوانگیها
رهی گر به حق هست شوریدگیهاست
خوشا عیش سودای شوریدگیها
پریشان شو از زلفهای پریشان
مجو خاطر جمع ز آسودگیها
بیا تا تلافی کنیم آنچه بگذشت
که داریم از عمر شرمندگیها
بیا بعد از این فیض بیدار باشیم
که مرگست بهتر ازین خفتگیها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ناامیدی از زندگی و بندگی اشاره میکند و بیان میکند که از این زندگیها خیری ندیده است. او به عشق دعوت میکند تا صبر و طاقت را ویران کند و معتقد است که خیر واقعی در آشفتگی و شوریدگیهای زندگی است. شاعر به سادگی و دیوانگی تمجید میکند و میگوید که باید از زلفهای پریشان عشق پریشان شویم و دیگر به آسودگیها دل نبندیم. او همچنین به تلافی گذشتهها دعوت میکند و تاکید میکند که بهتر است بیدار و آگاه باشیم، چرا که مرگ از این حالت سختی و خفتگی بهتر است.