غزل شمارهٔ ۵۴۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
الهی الهی فقیر اتاک
ولا یرتجی من لدنک سواک
لقاک هوای رضاک منای
فهب لی لقاک وهب لی رضاک
هواک رضای رضاک هوای
هوای هواک رضای رضاک
جفاک وفآء و حق الوفآء
جفاک وفاء فکیف وفاک
غنای لدیک و فقری الیک
و فقری غنای غنای غناک
شفائی و دائی و روحی و همّی
لدیک و عنک و فی یبتغاک
حنینی انینی لجائی رجائی
الیک علیک لدیک لداک
اراک معی اینما کنت کنت
و انت نرانی و لست اراک
امامی و رائی یمینی شمالی
اذا ما نظرت فها انت ذاک
و لست اخاف سواک فانی
بمرای لک لک ازل فی حماک
و لا ارتجی عیرک ان فیضفاً
وثوق بان لم تخب من رجاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن اشعاری است عرفانی و دعایی که به خداوند متعال تقدیم شده است. شاعر در این شعر به بیان احساس نیاز و فقری خود به خدا میپردازد و از او درخواست میکند که در کنار او باشد و رضایتش را عطا کند. او به ستایش عشق و محبت خدا میپردازد و میگوید که تنها به او امید دارد و هیچ کس دیگری را جز او نمیطلبد. در ادامه، شاعر به رابطه نزدیک و عمیق خود با خدا اشاره میکند و این را به عنوان منبع قوت و امید خود معرفی میکند. او میگوید که در هر لحظه از زندگیاش خدا را در کنار خود میبیند و از او میخواهد که همیشه در پناه او باشد و لطفش شامل حالش شود. در نهایت، شاعر به اعتماد به خدا و امید به برآورده شدن دعاهایش تأکید میکند.