غزل شمارهٔ ۵۹۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگاهی کن که شیدای تو گردم
خرابم کن که ماوای تو گردم
سراپا در سراپای تو محوم
بقربان سراپای تو گردم
چو بالایت بلائی کس ندیده
بلا گردان بالای تو گردم
حدیثی زان لب شیرین بفرما
که شورستان سودای تو گردم
برقص آجلوهٔ مستانهٔ کن
که مدهوش تماشای تو گردم
بغمزه آب ده تیغ نگه را
فدای چشم شهلای تو گردم
بیفکن سایهٔ خود بر سر فیض
اسیر قد رعنای تو گردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به عشق و شیدایی خود نسبت به معشوق میپردازد و از آرزوی نزدیک شدن به او و تحت تأثیر قرار گرفتن از زیباییهایش سخن میگوید. او میخواهد که به طور کامل در عشق معشوق غرق شود و از او طلب میکند که با نگاه و لبخندش او را مجذوب کند. همچنین به زیبایی و خوشیهای ناشی از وجود معشوق اشاره میکند و آرزوی سایهاش بر سر خود را دارد. در کل، این اشعار بیانگر عشق عمیق و شیدایی شاعر است.