نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم

چون کار ما توئی ز همه کار فارغیم

از تو چه خرمیم غمی را مجال نیست

باشد چه غم غم تو ز غمخوار فارغیم

چون دوستدار ما توئی از دشمنان چه باک

چون هست لطف توز ستمکار فارغیم

چون مکرهای خیر تو هست از برای ما

از شر مکر حاسد و مکار فارغیم

در راه تو جهان کنیم امر اگر کنی

ورنه ز حرب و چالش و بیکار فارغیم

دلرا کباب خواهی جان نیز می‌دهیم

ور تو دهی شراب ز خمار فارغیم

باشی تو در نظر یکجا افکنیم چشم

در چشم ما چو هستی ز اغیار فارغیم

معنای تست هرچه درآید بچشم ما

زان روی ما ز صورت دیدار فارغیم

بسیار کرده‌ایم گنه بر امید عفو

عفوت چه هست ز اندک و بسیار فارغیم

چون سیر گاه فیض بساتین حکمت است

از باغ و راغ و سبزه و گلزار فارغیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق به معشوق است. شاعر می‌گوید وقتی که یار ما تو هستی، از سایرین بی‌نیازیم و تمام نگرانی‌ها و غم‌هایمان را فراموش کرده‌ایم. ما به محبت تو دل‌خوشیم و از دشمنان نمی‌ترسیم. همچنین می‌گوید که اگر در راه تو باشیم، هیچ نگرانی از مشکلات و چالش‌ها نداریم. در نهایت، کلید سعادت و آرامش را در وجود تو می‌بیند و هر چه از دنیا و گناهان داریم، تنها امید به عفو و محبت توست. به‌طور کلی، شعر حس وابستگی، آرامش و عشق ناب به معشوق را به تصویر می‌کشد.