نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل بیا که بر در میخانه جا کنیم

وان مستی که فوت شد از ما قضا کنیم

تا کی ز زهد خشک گرانان صومعه

خود را سبک کنیم و دل از قصه وا کنیم

چندی میان اهل صفا صاف می‌کشیم

خود را بطور صاف کشان آشنا کنیم

گر صاف می بما ندهند اهل میکده

ما درد خود بدُردی ساغر دوا کنیم

ساقی بیار می که بدل غصه شد گره

شاید بمی ز دل گره غصه وا کنیم

بیخود شویم یکنفس از جام وصل دوست

تا دردهای خویش یکایک دوا کنیم

درهم دریم پردهٔ ناموس و ننگ را

زین طاعت ریائی خود را رها کنیم

ناموس و ننگ را بمی ارغوان دهیم

در دست عشق توبه ز زهد ریا کنیم

فیض از شراب عشق اگر جرعهٔ‌ گشیم

در راه دوست هم دل و هم جان فدا کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به میخوانه و مستی دعوت می‌کند و از زهد خشک و ریایی فاصله می‌گیرد. او می‌خواهد با نوشیدن شراب عشق، غم‌ها و دردهای خود را فراموش کند و به شادی و وصال دوست دست یابد. شاعر به پاک کردن روح و دل از قید و بندهای اجتماعی و اخلاقی اشاره می‌کند و تأکید دارد که در راه عشق باید جان و دل را فدای معشوق کرد. به طور کلی، محتوای شعر بر اهمیت عشق و رهایی از قید و بندهای دنیوی تأکید دارد.