غزل شمارهٔ ۸۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از عتاب تو پناهم خوی تست
وزعقاب تو مفرم سوی تست
از تو هر دم میگریزم سوی تو
بیم من از تو امیدم سوی تست
دیدة دل محو روی تو مدام
قبلة چشم دلم ابروی تست
هستی من از خطاب امر کن
مستی من از لب دلجوی تست
نیست در عالم به جز تو دوستی
هر که دارد دوستی بر بوی تست
محسنانرا تو بر احسان داشتی
هر کجا خوئیست خوش آنخوی تست
حب محبوبان زحبت شمة
حسن خوبان پرتوی از روی تست
چشم خوبان کان دل از جا میبرد
غمزة از نرگس جادوی تست
پس گدا کردی زلطفت پادشاه
فیض مسکین هم گدای کوی تست
نیست از ما غیرنامی اوست خود را دوست دوست
نیست ما را مائی مائی اگر هست اوست اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از عشق و محبت او سخن میگوید و به زیباییها و ویژگیهای او اشاره میکند. او به تناقضهای عاشقانه بین گریزش از معشوق و در عین حال تمایل به او اشاره دارد. احساسات شاعر نشاندهنده این است که هیچکس به جز معشوق برای او دوست و محبوب نیست و تمام وجودش وابسته به اوست. در نهایت، شاعر به نوعی وابستگی و نیاز به حضور معشوق اشاره میکند که زندگی او را شکل میدهد.