نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۷۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ایا نفسی علی الهجران نوحی

و بالاشواق و الا حزان یوحی

ندارم طاقت هجران جانان

تعالی نفس نوحی ثم نوحی

مرا جان دادن آسا‌ن‌تر ز هجران

معنی عن لی اذهب بروحی

وصالت جان دهد هجرت ستاند

تعالی یا سلیمی الا تروحی

حبیبی فی فوادی یا فوادی

و فی روحی فلا تذهب بروحی

دلم بگرفت از نادیدن دوست

فتاحی فی فتوح فی فتوحی

و نفسی با عدتنی عن حبیبی

الا یا نفس روحی ثم روحی

غم هجران جانان سوخت جانم

اساقی هات راحا احی روحی

خمار بادهٔ دوشین مرا کشت

صبوحا فی صبوح فی صبوحی

وصالش مقصد اقصای فیض است

ولو فی وصله اتلاف روحی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از هجران و فاصله با محبوبش گله می‌کند و بیان می‌کند که تحمل جدایی برایش بسیار سخت است. او از شدت اشتیاق و غم هجران، جانش به خطر می‌افتد و آرزو دارد که دوباره به وصال معشوق برسد. شاعر به احساسات عمیقش اشاره می‌کند و از دوستش تقاضا دارد که از روح او دور نشود. او همچنین به تاثیرات منفی هجران بر زندگی‌اش پرداخته و از میل به نوشیدن باده‌ای که آرامش‌بخش است سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر زندگی را بدون حضور محبوبش پوچ و بی‌معنا می‌داند.