نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۳۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلن فعلاتن فعلن

دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی

نوش من نیش مکن هان پشیمان نشوی

دل ما ریش مکن جور ازین بیش مکن

ای جفا کیش من هان پشیمان نشوی

غیر را یار مکن یار را خوار مکن

مکن این کار مکن هان پشیمان نشوی

یار اغیار مشو دشمن یار مشو

پی آزار مشو هان پشیمان نشوی

ترک اغیار بگو ترک آزار بگو

ترک این کار بگو هان پشیمان نشوی

از خودم دور مکن دیده‌ام کور مکن

در جفا شور مکن هان پشیمان نشوی

نور چشم تر فیض مونس و غم خور فیض

نروی از بر فیض هان پشیمان نشوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از معشوق درخواست می‌کند که از او دور نشود و به او آسیب نرساند. او به زیبایی به این موضوع اشاره می‌کند که اگر معشوق از او دور شود و به او جفا کند، در آینده ممکن است پشیمان شود. همچنین تأکید می‌کند که نباید به دیگران محبت کند و یار خود را خوار شمارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که همواره در کنار او بماند و به او آسیب نرساند، زیرا این کارها ممکن است به پشیمانی منجر شود. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که معشوق باید از آزار دیگران دوری کند و در کنار او بماند.