غزل شمارهٔ ۱۰۰ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ترک کمان کشیده دو چشم سیاه تست
تیری که بر نشانه نشیند نگاه تست
امروز هر تنی که به شمشیر کشتهای
فردای رستخیز به جان عذر خواه تست
بر دیدهاش فرشته کشد از پی شرف
خون کسی که ریخته بر خاک راه تست
پای غرور بر سر صید حرم نهد
هر آهویی که قابل نخجیر گاه تست
بس دل اسیر زلف و زنخدان نمودهای
بس یوسف عزیز که در بند چاه تست
شاهان به هیچ حیله مسخر نکردهاند
ملکی که در تصرف خیل و سپاه تست
روزی که صف کشند خلایق پی حساب
جرمی که در حساب نیاید گناه تست
مستان ز بادههای دمادم ندیدهاند
کیفیتی که در نگه گاهگاه تست
رخشنده آفتاب فروغی فرو رود
هر جا که جلوهٔ رخ تابنده ماه تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چشمان سیاه اشاره دارد و تیری که از آن نگاه شلیک میشود. شاعر به قدرت و تأثیر نگاهی میپردازد که میتواند باعث گناه و عذرخواهی شود. او به تأثیر خونهای ریخته شده بر زمین و دوستیهای اسیر شده اشاره میکند و به نقش زن و زیبایی در زندگی مردان اشاره دارد. همچنین به قدرت حقیقی و سلطهطلبانهاش بر زمین و مردم میپردازد و در نهایت به زیبایی خورشید و ماه و تأثیر آنها بر زندگی انسانها اشاره میکند.