غزل شمارهٔ ۱۲۴ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمش را غیر دل سر منزلی نیست
ولی آن هم نصیب هر دلی نیست
کسی عاشق نمیبینم و گر نه
میان جان و جانان حایلی نیست
کی اش مجنون لیلی میتوان گفت
کسی کافسانه در هر محفلی نیست
کجا گردد قبول خواجهٔ ما
غلامی راکه بخت مقبلی نیست
نشاطی هست در قربان گه عشق
که مقتولی ملول از قاتلی نیست
شرابی خوردهام از جام طفلی
که در خم خانهٔ هر کاملی نیست
من از بی حاصلی حاصل گرفتم
و زین خوشتر کسی را حاصلی نیست
سر کوی عدم گشتم که آنجا
دو عالم را وجود قابلی نیست
شدستم غرق دریایی که هرگز
غریقش را امید ساحلی نیست
من و آن صورت زیبا فروغی
که این معنی به هر آب و گلی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و غم ناشی از آن است. شاعر به وجود غم در دلهای عاشقان اشاره میکند و میگوید که غم عشق خاص هر کسی نیست. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که مشکلات و سختیهای عشق، مانند مجنون بودن یا بخت بد، در دنیای امروز کمتر دیده میشود. شاعر از احساسات عاشقانه و زیباییهای موجود در عشق سخن میگوید و به یک نوع بیحاصلی که از عشق به دست آورده اشاره میکند. او در نهایت به وجود یک عشق حقیقی و زیبای منحصر به فرد اشاره میکند که در هیچ جا پیدا نمیشود.整体بیانگر درد و زیبایی عشق و تنهایی ناشی از آن است.