غزل شمارهٔ ۲۴۲ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بتان به مملکت حسن پادشاهانند
ولی دریغ که بدخواه نیک خواهانند
ز اصل پرورش روح میدهند این قوم
ولی ز فرقت جان سوز جسم گاهانند
به جای شیر ز بس خوردهاند خون جگر
هنوز تشنهلب خون بیگناهانند
کجا کمان سلامت ز عرصهای ما راست
که در کمین ز چپ و راست کج کلاهانند
به طاق آن خم ابرو شکستگی مرساد
که در پناهش پیوسته بی پناهانند
گرت ز تیغ کشد غمزهاش گواه مخواه
که کشتگان ره عشق بی گواهانند
فروغی از پی خوبان ماه روی مرو
که سر به سر همه بی مهر و دل سیاهانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به تاسف و انتقاد از وضعیت انسانی و اجتماعی اشاره دارد. شاعر میگوید که در دیاری که خوبان و نیکوکاران وجود دارند، بدخواهان و دشمنان نیز در کمیناند. او به تضاد بین پرورش روح و عذاب جسم اشاره میکند و به تشنگی انسانها به خون بیگناهان میپردازد. همچنین، با اشاره به کمان سلامت، به ناامیدی در یافتن امنیت و آرامش در میان مشکلات اجتماعی پرداخته و از کشتههای عشق بدون گواه سخن میگوید. در نهایت، شاعر به زیباییهای ظاهری اشاره میکند و هشدار میدهد که در زیر این زیباییها، دلهای بیمهر وجود دارند.