غزل شمارهٔ ۲۴۷ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آتشزدگان ستم آب از تو نخواهند
دل سوختگان غیر عذاب از تو نخواهند
فردای قیامت که حساب همه خواهند
خونین کفنان هیچ حساب از تو نخواهند
گر بیگنهان را کشی امروز به محشر
تقصیر تو بخشند و عقاب از تو نخواهند
گر خون محبان خوری از تاب محبت
پاداش عمل در همه باب از تو نخواهند
قومی که جگر سوخته آتش عشقند
شاید که به جز بادهٔ ناب از تو نخواهند
جمعی که به بیداریشان کام ندادی
جور است که یک بوسه به خواب از تو نخواهند
تا چند ز خون مژه در کوی تو احباب
صد نامه نویسند و جواب از تو نخواهند
مردم ز سیه چشم تو در میکدهٔ عشق
مستند به حدی که شراب از تو نخواهند
هر جا که برآید ز غمت نالهٔ عشاق
ارباب طرب چنگ و رباب از تو نخواهند
الحق که غزالان سیه چشم فروغی
حیف است غزلهای خوش آب از تو نخواهند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی میپردازد. شاعر از عشق و آتش عشق سخن میگوید و بیان میکند که افرادی که دچار ستم و سوختگی دل شدهاند، چیزی جز عذاب از معشوق نخواهند. در قیامت، آنانی که بیگناه کشته شدهاند نیز نمیتوانند از او انتقامی بگیرند. شاعر به وضعیت عاشقانی اشاره میکند که در پی عشق و محبت، گرفتار عذاب شدهاند و از معشوق خود چیزی جز شراب ناب و بوسه نمیخواهند. در نهایت، او به درد و ناله عشاق اشاره میکند و اعتراف میکند که عاشقان در میکده عشق به قدری مست شدهاند که دیگر نیازی به چیزی جز عشق ندارند. این شعر در قالبی زیبا و احساسی، عمق مشاعر روحی عاشقان را به تصویر میکشد.