غزل شمارهٔ ۲۷ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
تا لعل تو باده داده یاران را
بس توبه شکسته توبه کاران را
خواهی نرسی به ناامیدیها
نومید مکن امیدواران را
سر پنجهٔ عشقت از سر کینه
بر خاک نشانده تاج داران را
رحمانی خویش را چه خواهی کرد
رحم ار نکنی گناهکاران را
تنها نه مرا به یک نظر کشتی
کشتی به نگاه صد هزاران را
تا بر لب جام می نهادی لب
می نشئه فزود میگساران را
بنمای چو ماه نو خم ابرو
بگشای دهان روزه داران را
جمعیت طرهٔ پریشانت
بردهست قرار بیقراران را
نسرین رخ و بنفشهٔ خطت
بی رنگ نموده نوبهاران را
آه دل و اشک دیدهام دارد
خاصیت برق و فیض باران را
یک عمر فروغی از غمت جان داد
تا یافت مقام جانسپاران را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و امید نوشته شده است. شاعر به زیبایی لعل محبوبش اشاره میکند و میگوید که باده عشق آن را به یاران داده است. او به کسانی که توبه کردهاند و ناامید شدهاند، امید میدهد و میگوید که نباید نومید شوند. عشق او به قدری قوی است که حتی تاجداران را تحت تأثیر قرار میدهد و اگر رحم نکند، گناهکاران را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. شاعر همچنین به زیبایی محبوبش اشاره میکند و از خواص عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند. در نهایت، او بیان میکند که عشقش مانند باران، زندگیدهنده و پربار است.