نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۶ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم

وای بر من گر ازین قید کنی آزادم

نازها کردی و از عجز کشیدم نازت

عجزها کردم و از عجب ندادی دادم

چون مرا می‌کشی از کشتنم انکار مکن

که من از بهر همین کار ز مادر زادم

تو قوی پنجه شکارافکن و من صید ضعیف

ترسم از ضعف به گوشت نرسد فریادم

آب چشمم مگر از خاک درت چاره شود

ورنه این سیل پیاپی بکند بنیادم

گاهی از جلوهٔ لیلی‌روشی مجنونم

گاهی از خندهٔ شیرین منشی فرهادم

جاودان نیست فروغی غم و شادی جهان

شکر زان گویم اگر شاد و اگر ناشادم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق صحبت می‌کند. او به عنوان یک صید، زندگی‌اش را به معشوق سپرده و از قید و بند آن لذت می‌برد، اما در عین حال نگران است که مبادا از این قید رهایی یابد. نازهای معشوق او را تحت فشار قرار می‌دهد و او از ضعف و ناتوانی خود احساس ناامنی می‌کند. شاعر همچنین با اشاره به اشک و غم و شادی، به ناپایداری زندگی و احساسات انسانی اشاره می‌کند و این را بیان می‌کند که در هر حالت باید شکرگذار باشد. به‌طور کلی، این ابیات به تنهایی و وابستگی عاشقانه و همچنین دقت شاعر به ناپایداری احساسات اشاره دارد.