غزل شمارهٔ ۳۵۶ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خط تو را دایرهٔ حسن مسلم
وی نور رخت برده دل از نیر اعظم
هم خیره ز انوار رخت موسی عمران
هم زنده به انفاس خوشت عیسی مریم
هم منظر زیبای تو مهری است منور
هم پیکر مطبوع تو روحی است مجسم
هم فتنهٔ مردم شدی از نرگس پر فن
هم عقده به دلها زدی از سنبل پر خم
هم کاستهٔ درد تو فارغ نه مداوا
هم سوختهٔ داغ تو آسوده ز مرهم
افراختی از قامت خود رایت خوبی
آویختی از طرهٔ خود ... پرچم
بی رایحهٔ سنبل مشکین تو هرگز
خوش بو نشود مجمع ارواح مکرم
هر کس که ز کیفیت چشم تو خبر شد
از خود خبرش نیست نه از کیف و نه از کم
تو قبلهٔ عشاق رخت کعبهٔ مقصود
وان خال و زنخدان حجرالاسود و زمزم
گر طاق دو ابروی تو منظور نبودی
مسجود ملایک نشدی قالب آدم
زان کرده دلش را به تو تسلیم فروغی
زیرا که به خوبی تویی امروز مسلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف زیباییها و صفات نیکوی محبوب خود میپردازد و او را مثل نور و روشنی میداند که دلها را میرباید. او به شخصیتهای مذهبی مانند موسی و عیسی اشاره میکند و میگوید که جمال محبوب، جلوهای همچون آنها دارد. زیبایی و جذابیت محبوب به حدی است که باعث ایجاد دلبستگی و عشق در دلها میشود. شاعر از درد و رنجی میگوید که در نبود محبوب بر دلها نشسته و تب عشق را به تصویر میکشد. او محبوب را کعبه عشق میداند و میگوید که در نبود او، هیچ مکانی خوشبو نخواهد بود. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق به محبوب، روحی تازه به دلهای عاشقان میبخشد.