نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۹ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن

ما را به هیچ صاحب عمر دوباره کن

بنمای روی خود ز پس پرده آشکار

یک باره راز هر دو جهان آشکاره کن

وقتی که چارهٔ دل عشاق می‌کنی

درد مرا به نیم شکرخنده چاره کن

با جام می شبی به شبستان من بیا

آسوده‌ام ز گردش ماه و ستاره کن

خواهی که دامن تو نگیرم روز حشر

در زیر تیغ جانب ما یک نظاره کن

خیر است آن چه می‌رسد از دست چون تویی

کمتر به قتل خسته‌دلان استخاره کن

اکنون که از کنار منت میل رفتن است

اول بریز خونم و آخر کناره کن

یا مهربانی از دل سنگین او مخواه

یا ناله را بگو گذر از سنگ خاره کن

گفتم فروغی از پی مژگان او مرو

رفتی کنون علاج دل پاره پاره کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز احساسات عاشقانه و تمناهای شاعر از معشوق می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌خواهد که با لبخندش به زندگی‌اش رنگ ببخشد و او را به وجود خود آگاه کند. در خلال این تمناها، شاعر از درد و رنج ناشی از عشق می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که با حضورش آرامش را به او برگرداند. همچنین، او به مساله مرگ و روز قیامت اشاره می‌کند و خواهان نگاهی از طرف معشوق به خود است. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد به جای سنگدلی، با مهربانی رفتار کند و او را از غم‌ها رها سازد.