نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۴ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این چه دامی است که از سنبل مشکین داری

که به هر حلقهٔ آن صد دل مسکین داری

همه را نیش محبت زده‌ای بر دل ریش

این چه نوشی است که در چشمهٔ نوشین داری

خون بها از تو همین بس که ز خون دل من

دست رنگین و کف پای نگارین داری

عرقت خوشهٔ پروین و رخت خرمن ماه

وه که بر خرمن مه خوشهٔ پروین داری

همه صاحب نظران بر سر راهت جمعند

خیز و بخرام اگر قصد دل و دین داری

به چمن گر نچمی بهر تماشا نه عجب

گر خط و عارض خود سبزه و نسرین داری

من اگر سنگ تو بر سینه زنم عیب مکن

زان که در سینهٔ سیمین دل سنگین داری

از شکرپاشی کلک تو فروغی پیداست

که به خاطر هوس آن لب شیرین داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر عاشقانه به زیبایی و جاذبه‌های معشوق اشاره می‌کند. او از دامی سخن می‌گوید که معشوق با زیبایی‌هایش برای دل‌هایی که عاشق شده‌اند، ایجاد کرده است. شاعر از تاثیر محبت معشوق بر دل‌ها و همچنین زیبایی‌های ظاهری او می‌گوید. او به دل‌تنگی و دردهای عاشقی اشاره کرده و به زیبایی‌های معشوق مانند عرق پروین و لباس ماه اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که بی‌پروا و با اعتماد به نفس در مسیر عشق پیش برود و به زیبایی‌های خود ببالد.