نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۳ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

گر چشم سیاهش را از چشم صفا بینی

آهوی خطایی را در عین خطا بینی

اطوار تطاول را در طرهٔ او یابی

زنجیر محبت را بر گردن ما بینی

بر طرهٔ او بگذر تا مشک ختن یابی

در چهرهٔ او بنگر تا نور خدا بینی

در راه طلب بنشین چندان که خطر یابی

از کوی وفا بگذر چندان که جفا بینی

با هجر شکیبا شو تا وصل بدست آری

با درد تحمل کن تا فیض دوا بینی

شب گر ز غمش میری، چون نوبت صبح آید

اعجاز مسیحا را ز انفاس صبا بینی

آن حور بهشتی رو گر حلقه کند گیسو

مرغان بهشتی را در دام بلا بینی

مطرب سخنی سر کن زان لعل لب شیرین

تا شور حریفان را در بزم به پا بینی

افتد دلت ای ناصح چون سایه به دنبالش

گر سرو فروغی را سنبل به قفا بینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت نگاه و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر با به تصویر کشیدن چشم و زیبایی‌های معشوق، از عشق و محبت صحبت می‌کند. او می‌گوید اگر به چشم سیاه معشوق نگاه کنی، می‌توانی خطای او را در زیبایی‌اش ببینی. همچنین، اشاره به محبت و عاطفه در زنجیر عشق دارد و نگران جفا و غم‌های جدایی است. در کل، پیام شعر این است که با صبر و تحمل، می‌توان به وصال و آرامش دست یافت و زیبایی‌های حقیقی را در عشق و عشق‌ورزی جستجو کرد. شاعر از آیات زیبایی طبیعت و نشان‌های الهی در چهره محبوب نیز سخن می‌گوید و عاشقانه‌هایش را با نغمه‌ها و لحن شیرین بیان می‌کند.