نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۶ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی

تویی که مایهٔ تسکین و اضطراب منی

دو هفته ماه و فروزنده آفتاب منی

ز دفتر دو جهان فرد انتخاب منی

شکستگیت مباد ای نهال باغ مراد

چرا که خواستهٔ دیدهٔ پر آب منی

ز سیل حادثه یارب خرابیت مرساد

که گنج خانهٔ کنج دل خراب منی

من از بلای محبت چگونه پوشم چشم

که از دو چشم فسونگر بلای خواب منی

اگر درنگ نداری به بزم من نه عجب

از آن که تندتر از عمر پرشتاب منی

ز دستت ای غم هجران مرا خلاصی هست

مگر که کیفر اعمال ناصواب منی

گسستگیت مباد ای شکسته زلف نگار

اگر چه آفت کالای صبر و تاب منی

حسابت ای شب هجران به سر نمی‌آید

که روزنامهٔ اندوه بی حساب منی

جز از لب تو فروغی حکایت نکند

که زیب دفتر و آرایش کتاب منی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جدایی است و احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوقش بیان می‌کند. شاعر به حضور و غیاب معشوق اشاره می‌کند و او را مایه آرامش و اضطراب خود می‌داند. همچنین، او از زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر زندگی‌اش صحبت می‌کند و به غم جدایی و دلتنگی‌های خود؛ همچنین به نابودی و آشفتگی که به دنبال جدایی به وجود می‌آید، اشاره می‌کند. شاعر از معشوقش می‌خواند که در غم و شوقش مداخله نکند و ابراز می‌دارد که او بدون حضور معشوق نمی‌تواند تحمل کند. در کل، شعر نمایانگر پیچیدگی‌های عشق و درد جدایی است.