غزل شمارهٔ ۵۵ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از جلوهٔ حسنت که بری از همه عیب است
آسودهدل آن است که در پردهٔ غیب است
هم از رخ تو صحن چمن لاله به دامان
هم از خط تو باد صبا نافه به جیب است
در مرحلهٔ شوق نه ننگ است و نه ناموس
در مسئلهٔ عشق نه شک است و نه ریب است
موسی چه کند گر نکند پیشه شبانی
تا بر سرش اندیشهٔ فرزند شعیب است
افسانهٔ جان دادن خود هیچ فروغی
در حضرت جانان نتوان گفت که عیب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و کمال معشوق اشاره دارد و بیان میکند که موجودات و احساسات انسانی در برابر جمال او ناخودآگاه تسلیم میشوند. شاعر از حس زیباییشناسی عشق سخن میگوید و تأکید میکند که در عشق، نه ننگی وجود دارد و نه شکی. همچنین به داستان موسی و شعیب اشاره میکند و نشان میدهد که در پی عشق، فرد میتواند مسیری را انتخاب کند که شاید با شغل و رسالت او در تضاد باشد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که حتی جان دادن در محبت به معشوق نیز نمیتواند نقصی در آن عشق به شمار آید.