نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۰ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

قصد همه وصل حور و خلد برین است

غایت مقصود ما نه آن و نه این است

بر سر آزاده‌ام نه صلح و نه جنگ است

در دل آسوده‌ام نه مهر و نه کین است

شیخ و برهمن، مرید کعبه و دیرند

همت ما فارع از هم آن و هم این است

ره به خدا یافتم ز بی خودی آخر

لیک ره اهل معرفت نه چنین است

حلقهٔ دیوانگان خوش است که دایم

ذکر پری پیکران پرده نشین است

بزم بتان جای عشرت است که آنجا

مشتی شوریدگان بی‌دل و دین است

کس نشد از سر پردهٔ تو خبردار

نقش تو بالاتر از گمان و یقین است

تا به خیال از رخ تو پرده کشیدم

پردهٔ چشمم نگارخانهٔ چین است

تا ننوازی مرا به گوشهٔ چشمی

چشم رقیب از چهار سو به کمین است

کو سر مویی که بستهٔ تو نباشد

زلف تو زنجیر آسمان و زمین است

چشمهٔ پر نور آفتاب فروغی

عکس قمر طلعتان زهره جبین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعاتی مانند دوستی و عشق الهی می‌پردازد و نشان می‌دهد که هدف نهایی او نه لذت‌های مادی و دنیاوی، بلکه وصال و شناخت عمیق‌تری از خداوند است. او بر این نکته تأکید دارد که در دلش نه کینه‌ای وجود دارد و نه نیاز به جنگ یا صلح. همچنین، در مقایسه با پیروان مذهب‌های مختلف، به آزادی خاطر و رهایی از گرفتارهای مذهبی اشاره می‌کند. او به قدرت و زیبایی معشوق اشاره کرده و می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند به حقایق عمیق عشق و زیبایی پی ببرد. در نهایت، شاعر به نشان دادن جذابیت و فرهیختگی‌های عشق و زیبایی‌های الهی و انسانی می‌پردازد و تأکید می‌کند که عشق واقعی هیچ‌گاه در دسترس نیست مگر با نگاهی خاص و درک عمیق.