نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / تضمین‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

این چار رباعی از شه تاجور است

کارایش دیوان قضا و قدر است

چون بنویسی دهندهٔ کام دل است

چون بسرایی برندهٔ هوش سر است

«امروز سوار اسب رهوار شدم

از بهر شکار سوی کهسار شدم

آن قدر به چنگ باز و تیهو آمد

کز کثرت قتلشان در آزار شدم»

«باران ز هوا هم چو سرشکم آید

وز آمدنش به دشت رشکم آید

زان راه که باریدن باران ز چه روست

آنجا که چو سیل از مژه اشکم آید»

«دیدار تو دیدنم میسر نشود

هیچم به تو ماه روی رهبر نشود

هر چند کز آتش غمت می‌سوزم

لیکن گویم که چون تو دلبر نشود»

«دوری تو کرد زار و رنجور مرا

بی روی تو دیو است کنون حور مرا

گر وصل تو بار دگرم دست دهد

در هر دو جهان بس است منظور مرا»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این چهار رباعی از شاعر شه تاجور، او به موضوع قضا و قدر و تأثیر آن بر زندگی انسان می‌پردازد. او از لذتِ شکار و زندگی در طبیعت صحبت می‌کند و احساساتش را نسبت به باران و تنهایی بیان می‌کند. شاعر از دوری معشوقش رنج می‌برد و می‌گوید دیدار او برایش امکان‌پذیر نیست. او حتی اگر از غم عشق بسوزد، نمی‌تواند کسی را جز معشوقش همچون دلبر خود ببیند. به طور کلی، این اشعار احساسات عمیق و درد ناشی از جدایی و عشق را به خوبی به تصویر می‌کشند.