نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ فضولی

فضولی بغدادی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در صدف صدق جناب متولی

کز رای منیرش عتباتست منور

عمریست دماغ دل سکان مشاهد

از رایحه مکرمت اوست معطر

پاکیزه نهادی که مراد دو جهانش

از خدمت اولاد رسولست میسر

فرخنده مآلی که دلش راست همیشه

اندیشه غمخواری اولاد پیمبر

آرایش معموری هر مرقد عالی

شد رتبه او را سبب رفعت دیگر

ای باد اگر فرصت گفتار بیابی

در خدمت آن ذات مصفای مطهر

از ما برسان بندگی و عرض کن این حال

کاری در همه جا در همه فن بر همه سرور

هر چند که در فضل و هنر مثل نداری

غافل مشو از نکته گذاران سخن ور

ما خاک نشینان سر کوی بلاییم

ما را نتوان داشت بهر سفله برابر

ما آینه داران بد و نیک جهانیم

گر نیستی آگه بگشا دیده و بنگر

خم یافته در خدمت ما قامت گردون

پر گشته ز آوازه ما دهر سراسر

ما راتبه خواران در آل رسولیم

عمریست که این راتبه داریم مقرر

مسدود نگشته در این راتبه بر ما

زانروی که هستیم بدین راتبه در خور

ماییم پسندیده دوران بقناعت

پیران جوان بخت و فقیران توانگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مدح و ستایش متولی عتبات عالیات می‌پردازد و از ویژگی‌های نیکو و صفات برجسته او سخن می‌گوید. او به وفاداری و محبت متولی نسبت به اولاد پيامبر اسلام اشاره می‌کند و می‌گوید که این روابط و خدمت به اهل بیت موجب افتخار و رفعت مقام او شده است. شاعر همچنین به مقام پایین و تواضع خود اشاره می‌کند و خود و دیگران را در زمره خاک‌نشینان و آینه‌داران دنیا می‌داند. در نهایت، او از باد می‌خواهد تا پیام او را به متولی برساند و از او بخواهد که همچنان در خدمت به اهل بیت و در راز و نیاز درنگ کند. به طور کلی، شعر حاکی از ارادت و عشق به اهل بیت و مقام متولی است.