شمارهٔ ۲۸ فضولی
فضولی بغدادی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آدمی را فضل صوری و کمال معنویست
نیست هر وقتی بهر حالی که باشد بی اثر
گاه عرض حسن صورت می کند بر اهل حال
می شود محبوب مه پیکر حبیب سیمبر
می دهد نظاره رفتار او آرام دل
می فزاید چهره زیبای او نور بصر
گر فقیه و عابد و شیخ و معلم می شود
می کند تعلیم علم و صنعت و فضل و هنر
می رساند فیض او دل را بسرحد کمال
می شود ارشاد او اهل طلب را راهبر
عقل حیران است در کیفیت اطوار او
هست گلزار طبیعت را نهال بارور
هم سرور دیده مییابند از او هم کام دل
گه شکوفه مینماید گاه میبخشد ثمر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر درباره ارزشهای انسانی و تأثیرات ظاهری و باطنی آن صحبت میکند. او میگوید که انسان باید هم به ظاهر زیبا و هم به کمالات معنوی توجه داشته باشد. در شرایط مختلف، زیبایی ظاهری میتواند دلها را تسخیر کند و انسان را محبوب دیگران کند. فرد با علم و هنر خود میتواند به دیگران کمک کند و آنها را به کمال برساند. عقل در برابر جلوههای او حیرتزده میشود، زیرا او مانند گلی است که در طبیعت شکوفا میشود و ثمر میدهد. درنتیجه، زیبایی او همواره دلها را شاداب و کام دل را فراهم میکند.