شمارهٔ ۸ فضولی
فضولی بغدادی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل ملال گوشه عزلت هزار بار
بهتر ز همنشینی هر یار و آشناست
هر یار و آشنا که شود همدم کسی
یا از جماعت فقرا یا ز اغنیاست
گر منعم است و صاحب نعمت هر آینه
دایم ز ملک و مال و تجمل سخن سراست
در مبتلای فاقه و فقراست پیش تو
کارش همه شکایت دنیای بی وفاست
اوقات ضایع است درین هر دو ماجرا
کو همدمی که خالی ازین هر دو ماجراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر اندوه و تنهایی شاعر است که در گوشه عزلت به سر میبرد. او معتقد است که بودن در تنهایی و فاصله گرفتن از همنشینی با دیگران، بهتر از همصحبتی با افرادی است که همواره یا از زندگی مرفه صحبت میکنند یا مدام از مشکلات و سختیهای خود شکایت مینمایند. شاعر در جستجوی همدمی است که خالی از دغدغههای مادی و دنیوی باشد و بتواند از این دو ماجرای تکراری رهایی یابد.