نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - نشأه جام ششم فضولی

فضولی بغدادی / ساقی نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بیا ساقی آن جوهر بی بدل

که در نشاه اوست فیض ازل

بمن ده که فیضی رساند مرا

دهد ذوقی از من ستاند مرا

بیا ساقی آن ساغر پر شراب

نگین مرصع بیاقوت ناب

بمن ده که من هم بآن لعل تر

مرصع کنم چهره همچو زر

بیا ساقی آن مایه عز و جاه

که درویش را می کند پادشاه

بده تا ندانم من بی نوا

که فرق از گدا چیست تا پادشاه

چو ذوقی رساندی ز می بر دلم

بجام ششم گرم کن محفلم

که ذوق از ششم نشأه گیرد کمال

دلیری کند دل باظهار حال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوای شاعر به ساقی است تا او را با شراب ناب و خاص خود سیراب کند. شاعر از ساقی می‌خواهد که او را از فیض و طراوت نشئی که در شراب نهفته است بهره‌مند سازد. او اظهار می‌کند که با نوشیدن این شراب، احساس عظمت و حاکمیت پیدا می‌کند و تفاوتی میان درویش و پادشاه برایش محو خواهد شد. شاعر در نهایت می‌خواهد که این لذت و شور را در جمع دوستانش به اشتراک بگذارد و از سادگی و بی‌خبر بودن از دنیا رها شود.