بخش ۸ - نشأه جام چهارم فضولی
فضولی بغدادی / ساقی نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بیا ساقی آن لاله باغ ذوق
که دارم ازو بر جگر داغ شوق
بده پیشتر زانکه از روزگار
شود بقعه تربتم لاله زار
بیا ساقی آن صیقل زنگ غم
کز آن می شود هر غم بیش کم
بمن ده که بسیار غم می کشم
ز بسیاری غم ستم می کشم
بیا ساقی آن مرهم ریش دل
کزان می شود رفع تشویش دل
بمن ده که تشویش دارم بسی
ز تشویش من نیست آگه کسی
چو کیفیت می مرادست داد
بچارم قدح نشأه ام کن زیاد
که در چارمین نشأه شیدا شوم
باظهار اسرار گویا شوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ساقی (نویدبخش) دعوت میکند تا به او شراب بدهد و از باغ ذوق لالهها بگذرد. شاعر از آتش شوق و درد دلش سخن میگوید و به ساقی میگوید که به او شراب بیشتری بدهد تا از غمهایش کاسته شود. او به مرهمی نیاز دارد که تسکیندهنده تشویشهای دلش باشد و میخواهد در نشئه شراب، به حالتی شاداب و رهایی از غم و تشویش دست یابد و بتواند اسرار دلش را بازگو کند.