بخش ۲ - نشاه جام اول فضولی
فضولی بغدادی / ساقی نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بیا ساقی آن آب آتش مزاج
کزو جمله درد دارد علاج
بهمن ده مده بیش ازین انتظار
که دارم بسی درد سر از خمار
بیا ساقی آن آتش آبوَش
که هست آرزویِ منِ دردکش
بده تا به رویم به توفیق او
گشاید در گنج صد آرزو
بیا ساقی آن راح راحتفزای
که هست از همهکار مشگلگشای
به من ده ز من ساز غافل مرا
بهغم کار مگذار مشگل مرا
چو بک جام دادی من خسته را
گشودی زبان فرو بسته را
بهسر نشئه جام اول دوید
زبان را زمان تکلم رسید
کنون بشنو از من که از گنج راز
بهروی تو خواهم دری کرد باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که آبی با مزاج آتشین به او دهد تا درمانی برای دردهایش باشد. او از انتظار طولانی خسته شده و درخواست میکند که این نوشیدنی به او داده شود تا آرزوهایش برآورده شود و مشکلاتش حل گردد. شاعر تأکید میکند که با نوشیدن این جام، زبانش باز میشود و میتواند اسرار دلش را برای ساقی بگوید. در واقع، شعر تب و تاب و اشتیاق عاشقانه به وصال و رهایی از درد و غم را به تصویر میکشد.