نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دل شکسته من آهش ار اثر دارد

دعاکنم که خدایش شکسته‌تر دارد

ز سیم اشک و زر چهره‌ام توان دانست

که شهر عشق گدایان معتبر دارد

مراست خانه بیابان و دل ز خون دریا

تو عشق بین که مرا میر بحر و بر دارد

دلم به زلف تو آهی کشید و جانم سوخت

درست شدکه به شب آه دل اثر دارد

به چشم سرمه کشد یارب این بلای سیاه

ز بهر مردم مسکین چه در نظر دارد

بدین امید دلم در رهت به خاک افتاد

که خم شود سر زلفت ز خاک بر دارد

چنین که زلف تو از ناز سر فکنده به پیش

محققست که بس فتنه زیر سر دارد

سخن ز سنبل و نرگس مگوی قاآنی

که زلف و چشم بتان حالت دگر دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل‌شکستگی خود می‌گوید و به درد و رنج عشق اشاره دارد. او دعا می‌کند که معشوقش نیز دلشکسته‌تر شود. شاعر با استفاده از تهمت به سنبل و نرگس، زیبایی معشوق را توصیف می‌کند و به عشق خود در بیابانی بی‌نهایت می‌بالد. در پایان، شاعر به فریبندگی زلف معشوق و فتنه‌ای که در آن نهفته است اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که زیبایی معشوق حالتی خاص و متفاوت دارد.