غزل شمارهٔ ۳۰ قاآنی
قاآنی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شب دوشین که مرا لب به لب نوشین بود
شب که از عمر شمردیم، شب دوشین بود
گاه لب بر لب جانانه و گه بر لب جام
تا دم صبح مرا کار به شب دوش این بود
نوعروسیست جهیزش همه شادی و نشاط
دختر زر نتوان گفت گران کابین بود
شوق آن ماه روان از مژهام پروین داشت
کار چشمم همه شب با مه و با پروین بود
کس نداند که چه دیدم من از آن گردش چشم
مگر آن صعوه که در صیدگه شاهین بود
گاه در دامن و آغوش من آن خرمن گل
گاه در گردنم آن سلسلهٔ مشکین بود
ریخت خونم به جفا یار و خوشم قاآنی
که مرا کامی اگر بود به عالم این بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف شب دوشین میپردازد که شب پرشوری بوده و پر از عشق و شادی است. او لحظاتی را توصیف میکند که در آن به لبان محبوبش لب میزند و از جام مینوشد. همچنین به نوعروسی اشاره میکند که جهیزیهاش مملو از شادی و نشاط است، و به زیبایی آن دختر و مهریهاش اشاره میکند. شاعر با شوق به چهره محبوبش و زیباییهای شب و ستارهها مینگرد و از احساساتی چون عشق و رنج یاد میکند. او در نهایت بیان میکند که حتی اگر در زندگیاش کامی جز این عشق نباشد، همان برایش کافی است.